جماعت مسلمانان را پراكنده كند حضرت امير عليه السّلام فرمود من ميگويم در حق او آنچه مؤمن آل فرعون در حق موسى گفت پس آن آيهء كريمه را خواند كه مضمونش اينست كه اگر دروغ ميگويد گناه دروغش بر او است و اگر راست ميگويد خواهد رسيد بشما بعضى از آنها كه شما را وعده ميدهد بدرستى كه خدا هدايت نميكند كسى را كه
عاصى و دروغگو باشد پس عثمان لعين به ابو ذر گفت خاك در دهانت باد حضرت امير فرمود بلكه در دهان تو خواهد بود خاك و نقل كردهاند كه باعجاز آن حضرت چون آن ملعون را كشتند دهانش را پر از خاك يافتند پس عثمان تأكيد كرد كه كسى با ابو ذر نه نشيند و سخن نگويد بعد از چند روز باز او را طلبيد و گفت از بلاد ما بيرون رو گفت مرا بشام فرست كه با كافران جهاد كنم گفت ترا از شام طلبيدم كه آن ناحيه را فاسد كردى گفت پس بعراق بفرست گفت بنزد جماعتى ميخواهى به روى كه اهل شبههاند و طعن بر امامان ميكنند گفت مرا بمصر بفرست به آن هم راضى نشد پس او را بربذه فرستاد كه دشمنترين جاها بود نزد او و مردم را نهى كرد از مصاحبت او در آن غربت با محنت و مشقت بعبادت حقتعالى مشغول بود تا برحمت الهى و اصل شد همه اين ظلمها كه بر ابو ذر واقع شد حضرت رسول ( ص ) او را خبر داده بود و فرمود كه تنها زندگانى خواهى كرد و تنها خواهى مرد و تنها محشور خواهى شد و تنها داخل بهشت خواهى شد و گروهى از اهل عراق متولى غسل و نماز تو خواهند شد و چون هنگام وفات او شد كسى به غير دخترش بر سر او نبود دختر گفت اى پدر من چگونه تنها بامر تو قيام نمايم ابو ذر گفت اى دختر حبيب من رسول خدا مرا خبر داده كه جمعى از حاج عراق تجهيز من خواهند نمود چون من فوت شوم جامه بر روى من بپوش و برو بر سر راه حاج و چون ايشان بيايند خبر فوت مرا بايشان برسان چون دختر بر سر راه آمد قافله عراق رسيدند و عبد اللّه بن مسعود و مالك اشتر و جمعى همراه بودند چون دختر خبر فوت ابو ذر را بايشان گفت همه محزون و گريان شدند و متوجه غسل و كفن و نماز و دفن او شدند و بعد از دفن همه گريستند و لعنت كردند بر كسى كه بر او ظلم كرده و او را از مدينه بيرون كرده و اين يك سبب ضرب و اهانت ابن مسعود بود چنان كه بعد از اين مذكور خواهد شد و در وقت بيرون كردن ابو ذر اهانت بسيار از عثمان و اصحاب او نسبت به حضرت امير واقع شد كه بمشايعت او رفت و كسى را كه با مثل ابو ذر كسى از كبار صحابه و اهل سوابق كه ترمذى و غير او در شأن او روايت كرده كه در زير آسمان و بر روى زمين از او راستگوترى نيست و او در زهد شبيه عيسى بن مريم است با فضايل بسيار ديگر كه در صحاح خود روايت كردهاند چنين ستمها روا دارد و نسبت بزبده اهل بيت رسالت آن اهانتها به عمل آورد از اهل اسلام نميتوان شمرد او را چه جاى آنكه مستحق خلافت باشد .
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: العلامة المجلسي
ص٢٧٥