تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 224

مساهمون:

ص٢٢٤
ايشان خصوصا امرى چند كه مخصوص ايشانست پس چون شده است كه چنين امر عظيم خلافى معتادى در هيچ كتابى از كتب انبياء و تاريخى از تواريخ ايشان مذكور نشده و به غير أبو بكر به تنهائى يا دو سه منافق ديگر بر اين امر غريب مطلع نشده و يك بار در اين امر در عصرى از اعصار سابقه نزاعى نشده كه به آن تقريب در تواريخ امم سابقه نقل كنند و يك كس نقل نكرده كه عصاى موسى يا خاتم سليمان يا اسلحهء فلان پيغمبر را به صدقه بفلان شخص دادند يا او فخر كند كه ثياب فلان پيغمبر به من رسيده پس كسى كه اندك شعورى دارد مىداند كه اين حديث را وضع كردند و بىتدبيرانه افترا كرده‌اند و فكر در عاقبتش نكرده‌اند و آنچه از صحاح ايشان ظاهر مىشود و ابن ابى الحديد نيز اعتراف كرده است به آن آنست كه غير أبو بكر كسى اين حديث را نقل نكرده است و بعضى گفته‌اند كه مالك بن اوس نيز تصديق او كرد و اين قول را نادر مىدانند و در كتب اصول استدلال كرده‌اند بر آنكه بروايت يك صحابى عمل نميتوان كرد با آنكه بروايت أبو بكر به تنهائى به اين حديث عمل كردند اما روايت كرده‌اند كه در زمان عمر كه على و عباس مخاصمه كردند نزد او در ميراث او شهادت طلبيد از طلحه و زبير و عبد اللَّه بن عوف و سعد بن ابى وقاص و ايشان باتفاق از ترس شهادت دادند . طعن ديگر از جمله امورى كه أبو بكر بر خلاف حكم خدا و رسول كرد در حق فاطمه ( س ) و اهل بيت آن بود كه منع كرد حق ذوى القربى را از ايشان كه بنص قرآن از ايشان بود چنانچه ابن ابى الحديد گفته است كه مردم گمان مىكنند كه نزاع فاطمه ( س ) و أبو بكر در دو امر بود در ميراث و در بخشش و در حديث وارد شده است كه در امر ثالثى نيز نزاع كرده بود و أبو بكر به او نداد و آن سهم ذوى القربى بود چنانچه در كتاب سقيفه از انس روايت كرده است كه فاطمه ( س ) بنزد أبو بكر آمد و گفت مىدانى كه خدا بر ما اهل بيت حرام كرده است صدقات را و از براى ما در غنائم سهم ذوى القربى قرار داده است در آيهء خمس أبو بكر گفت اين آيه را خوانده‌ام اما نمىدانم كه تمام اين سهم از شما است فاطمه گفت آيا ملك تو و اقرباى تو است گفت نه بلكه بعضى را بر شما انفاق مىكنم و باقى را در مصالح مسلمانان صرف ميكنم فاطمه گفت اين حكم خدا نيست أبو بكر گفت اين حكم خدا است اگر حضرت رسول در اين باب عهدى به تو كرده است بگو من تصديق ميكنم و به تو و اهل تو مىگذارم فاطمه گفت در اين باب بخصوص چيزى نگفته است اما شنيدم از آن حضرت در وقتى كه اين آيه نازل شد گفت بشارت باد شما را آل محمد كه توانگرى آمد بسوى شما أبو بكر گفت من از اين آيه نمىفهمم كه همه را بشما بدهم و ليكن آن قدر كه شما را بس باشد مىدهم و عمر نيز در اين باب تصديق او كرد و
حق اليقين ( فارسى ) — صفحة 224 | العلامة المجلسي