خويش مىنگريستند كه همگى شتابان به فكر ملاقات و ديدار معشوق خود ، حضرت امام رضا ( ع ) هستند .
اما موانع زيادى بر سر راه است چكار بايد كرد آيا از خود گذشتن و به مراد رسيدن ، يا ديدار جمال مقصود را به فرداها سپردن و . . . ولى عاشقان هميشه ، از زندگى ، جز ملاقات جانِ جانان و ديدار جمالش ، تعريف ديگرى ندارند . و لذا وقتى كه صبح اميد فرا رسيد و سياهى غمبار شب از ميان رفت و دلها به نورانيت نور الهى روشنتر گرديد كاروان نور اعلان كرد ما به ديدار مراد و معشوق و همدم و مونس و امام زمان خويش مىرويم و كسى نمىتواند راه را بر روى ما ببندد به هر حال افراد كاروان نور ، به شكلى تنظيم شدند كه زنان را در عقب قرار دادند تا مشكلى براى آنها ايجاد نشود .
اما وقتى كه حركت كاروان شروع شد ، حاكم شيراز دستور داد راه را به روى آنها بستند سرانجام كار از حرف و گفتگو گذشت و جنگ خونين و دردناكى آغاز شد . لشگر چهل هزار نفرى ( قتلغ خان ) در اثر فشار شجاعت فرزندان اميرالمؤمنين ( ع ) شكست خورده و پراكنده شدند در اين ميان سران سپاه دشمن بنا به نقل برخى ، براى جبران شكست سپاهشان تدبيرى انديشيدند . عدّهاى از آنها در جاى بلندى صدا زدند ، اگر به خاطر پشت گرمى على بن موسى الرضا ( ع ) وليعهد خليفه مىجنگيد بدانيد الان به ما خبر رسيد كه وليعهد وفات كرده
تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 38
مساهمون: حميد فتاحى
ص٣٨