تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ و شجره سادات چالدران ( قراعينى ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧
4 - ازمقام و جايگاه بسيار مقدس خود ، در دفاع ازوطن عرشى و فرشى خودآگاهى و بصيرت كامل داشتند تا اينكه همگان بويژه جوانان تازه به دوران رسيده در جان فشانى و ايثار پيشگام مىشدند . " جناب اصلان " كه يكى از شخصيت هاى بزرگ سياسى و نظامى شاه اسماعيل بود گفت من تمام جوانان طائفه « سارى قميش » را به ميدان جنگ مىآورم . شاه گفت : اصلان ، من ميل ندارم كه تو تمام جوانان طائفه خود را وارد ميدان جنگ كنى چون سرپرستى زنان و كودكان هم لازم است و حالا هم زمان زراعت و كارهاى كشاورزى است بگذار عده‌اى از جوانان مشغول كار شوند . اى پادشاه شيعيان ، ما در اينجا بيشتر به زراعت مىپردازيم يعنى دشمنان را درو مىكنيم و منطقه را در امنيت قرار مىدهيم ، شاه گفت : تو از ميان جوانان ، داوطلب بخواه ، هر كس علاقمند شد ، آنها را بياور ، اصلان گفت اى پادشاه شيعيان ، من يقين دارم كه تو دليرترين سرباز ايرانى هستى ، شاه گفت ، اين موضوع در ميدان جنگ بايد ثابت شود و تو نبايد همه جوانان را بياورى بلكه يك سوم آنها را ، براى ميدان جنگ قبول كن و باقى مانده را براى سرپرستى خانواده ها نگهدار ، بعد از مذاكرات زياد اصلان در بين جوانان قبيله قرعه انداخت ، تعداد 325 نفر از آنها براى ميدان جنگ انتخاب شدند ، 32 نفر