دخول دوزخ با ذلت و خوارى تهديد فرمودى » .
و نيز در روايت آمده است :
« الدُّعَاء مُخُّ الْعِبَادَة » « 1 » .
مراد از دعا در اين جا ، قسمتى از دعا است ؛ دعايى كه مقرون به الوهيت مدعو به نحوى از اتحاد باشد .
ثالثاً : منظور از نهى در اين آيات ، اين است كه شما مدعو را به اندازهء رتبهء خداوند بالا نبريد ؛ به عبارت ديگر ، هدف از نفى دعوت و خواندن غير خدا ، دعوتهاى ملازم با عبادت و پرستش است كه از اعتقاد به الوهيت سرچشمه مىگيرد . شاهد اين مطلب ، كلام خداوند عزّوجلّ است كه فرمود :
( وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً ) « 2 » ؛
و همانا مساجد از آنِ خداست ، پس هيچكس را با خدا نخوانيد .
لذا اساس عبادت مشركان ناشى از همين امر بود . خداوند سبحان در اين زمينه مىفرمايد :
( وَأَنَّ الْمَسَاجِدَ لِلَّهِ فَلَا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ أَحَداً ) « 3 » ؛
يعنى آنها براى خدا همتايانى قرار دادند تا مردم را از راه او منحرف و گمراه سازند .
( إِذْ نُسَوِّيكُمْ بِرَبِّ الْعالَمِينَ ) « 4 » ؛
چون شما را با پروردگار عالميان برابر مىشمرديم .
هامش
( 1 ) . سفينة البحار ، ج 3 ، ص 48
( 2 ) . جن : 18
( 3 ) . ابراهيم : 30
( 4 ) . شعراء : 98 .