رومانى به جده رفتهاند .
شايد خداوند توفيق عطا فرموده و از خيالات فاسده آنها جلوگيرى نمايم .
البته راپرت خود را عرض خواهم كرد .
الآن در كشتى ( قونستانت ) « 1 » بوده و در پيشگاه ( پره ) - خاك يونان - اين عريضه را نوشته و بقاى توجه بندگان حضرت اشرف عالى را مسئلت مىنمايم .
زياده از اين چه جسارت ورزد .
[ امضا : ] « اسمعيل [ . ] » .
[ حاشيه راست : ] « اداره عثمانى : ندانستم اسمعيل كيست ؛ علىنقى » .
[ حاشيه چپ فراز : ] « نمره 58 ، 4 ذىحجه ، اداره عثمانى غرّه ذىحجه 1 ] 328 ] » .
[ حاشيه چپ ذيل : ] « ظبطى است » .
GH gamari 1328 - 11 - 15 - 159
[ سند دوم ]
26 شهر ذى قعدة الحرام 1328
تصدقت شوم !
هفته گذشته مراتب ، عرض حضور مبارك شده و اينك مجدداً در اوراق جداگانه معروض داشته و براى مزيد اطلاع تصديع مىنمايد :
هنوز امير بهادر و برادرش و ملكه و اسكندرخان ساخته كه عبارت از امام جمعه طهران بوده باشد ، از طرف برّ مصر بر اينجانب نگذشتهاند .
از قرارى كه معلوم مىشود ، امسال آقايان مىخواهند يك مجمعى در مكّه درست كرده و كارى بكنند امام جمعه كه سابق ، وقتى كه ريش و قباى بلند و عمامه داشت ، به مكه رفته بود ، حالا هم بىريش و بىقبا و بىعبا تشريف مىآورد و دو سه نفر هم از
هامش
( 1 ) 1 . كُنستانتين .