تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 498

مساهمون:

ص٤٩٨
بايد سالن و مخصوص و كابين‌هاى علىحده بدهد . خود حضرت عليه - دامت شوكتها - هم تائويست ( ؟ ) حاضر شده بودند كه بدهند ، ولى بنده به رئيس كمپانى گفتم : اگر در اين موقع سمتگيرى بكند ، من بعد قدغن خواهم كرد [ تا حتى ] يك نفر حاجى و غير حاجى ايرانى در كشتى شما مسافرت نكنند . بعد از مذاكرات زياد ، قرار شد كه حال خصوصى همان‌طور كه خواسته‌ام بدهد ، ولى قيمت همان وجه معمولى باشد . و روى هم رفته يكصد و نه ليره پول گرفت و كاغذى هم نوشت كه سواد آن در جوف ارسال مىشود . يك شب قبل از حركت ، از جناب عزت‌پاشا ، كاتب ثانى اعلىحضرت سلطان ، كاغذى رسيد كه اعلىحضرت سلطان امر داه‌اند از حيفا واگون مخصوص جهت حضرت عليّه و حضرت اشرف امجد ناصرالدين ميرزا - دامت شوكته - [ بفرستند ] تا دو سه منزلى مدينه راه‌آهن ( هست بودند ؟ ) ؛ مجدداً فرستادم بليطها را عوض كردند و براى حيفا گرفتند و با وجود اين تغيير ، ديگر اضافه بر مأخذى كه گرفته بودند ، نگذاشتم مطالبه كنند و با همان وجه اولى قرار شد تا حيفا حضرات را ببرند . ديروز عصرى كه حركت سفر بودند ، ساعت ده باز جهر آقا ( ؟ ) و ممدوح‌بيگ با كالسكه‌هاى سراى آمدند به سفارت و سلام‌هاى مخصوص اعلىحضرت سلطان را تبليغ كردند و گفتند كه اعلىحضرت سلطان خيلى متأسفند از اينكه به اين زودى شاهنشاه‌زاده معظم حركت مىفرمايند ؛ زيرا مىخواستند شاه‌زاده را به حضور بخواهند و هم حرم سلطان خيال داشتند حضرت مستطاب عليه - دامت شوكتها - را در سراى دعوت نمايند ، ولى چون مجبور به حركت هستد ، فرمودند ان‌شاءالله در مراجعت عتبات خواهد شد و گفتند كه به حيفا و مدينه منوره و مكّه معظمه و ساير نقاط عرض راه امر داده شده كه در ورودشان لازمه احترامات از طرف حكومت عليّه به عمل بيايد كه راحت و آسوده باشد .
حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 498 | اسرا دوغان / مهرى آريانفر