تعالى شرفاً و تعظيماً - بودهاند و ناچار از گرفتن تذكره بودهاند ، محض اينكه ابداً پا به كارگزارى نگذارند ، بعضى را نوشتهاند آدم او از مشهد تذكره گرفته ، فرستاده ، و بعضى را خودشان « 1 » به مشهد فرستادهاند ، محض اينكه يك نفر هم از آنجا تذكره نگيرد .
اين عرايض محض اين است كه اگر مرحمتى فرمايند ، وجه معاش كارگزارى را درست فرمايند كه دو عشر كسر نشده ، برات در ارض اقدس صادر شود .
ممكن است در هر مادّه از روى سختى حركت نموده ، پاى كارها را به جائى گذاشت ؛ و الا حالا در همه اوقات بايد به التماس ، تحصيل اين قليل ماهانه را كرده و او هم هر روزى جوابى به طرز ديگر بدهد .
و در حقيقت ملاحظه فرمايند كه كارگزار بجنورد ، سالى دوهزار تومان فايده دارد و از مقرّرى او هم دينارى كسر نمىشود و محمدعلىخان ماهى دو سه تومان كه كسر ماهانه را تا پنجاه تومان داده ، يك دفعه كسر مىگذارد و معذلك عرض مىكند پانصد تومان به فلان رسانيدهام !
اگر همه يك تعارفى به مستوفى خراسان از كيسه التفات فرمائيد كه مقررى كارگزارى را تمام و بدون كسر بنويسد ، وعده فرمودند از بابت عمل حصار هم كارى بكنند .
در هر صورت يك مرحمتى لازم است كه به كلى رفع احتياج از يك تومان دو تومان محمدعلىخان بشود و اين ماهى شصت تومان مقررى درّهجز ، تمام برسد .
كارگزارى ارض اقدس ، دوهزار و چهارصد تومان مخارج كارگزارى را بدون كسر عشر مىگيرد و سالى هم يك دوهزار تومان فايده دارد . محمدعلىخان سى چهل تومان كه متدرّجاً به كارگزارى تعارف داده ، يك دفعه از ماهانه كسر مىگذارد .
اينطورها هم نبود . پيشتر به واسطه اجزاى اين حكومت اينطورها شده و رئيس پست درّهجز ، حاجى مرتضىخان قاجار كه آدم مفسد [ و ] طمّاع است ، شرح حالات او
هامش
( 1 ) . متن سند : + را .