[ سند يازدهم ]
هو
قربانت گردم !
مشاورالوزاره كه از مدينه منوّره به خدمت سفارت سنيّه كبرى تلگراف نموده كه ضريح كه براى نصب نمودن با زحمات زياد حمل به مدينه منوّره نموده است ، نيمذرع كوتاه است ، قابل نصب شدن نيست .
استادان زرگر كه همراه رفتهاند ، گفتهاند بايد از ضريح چوبى كه از قديم نصب شده ، نيمذرع قطع شود و يا به كلى برداشته شود تا بتوانيم ضريح جديد را نصب نمائيم ، و كوتاه نمودن ضريح چوبى قديم ، يا برداشتن آن به كلى را هرگز اهالى مدينه و حكومت مدينه اجازه نخواهند داد ؛ موقوف به اراده سنيّه اعلىحضرت سلطان است .
بعد از اين تلگراف ، مدتى مشاورالوزراه منتظر جواب سفارت بود . اين روزها از سفارت جوابى به او رسيده است ؛ عيناً به خدمت حضرت مستطاب سيدالعارفين قطب الاقطاب ، آقاى حاجى سيدعلىآقا - دامت بركاته - تلگراف نموده است و ايشان تلگراف را نزد فدوى فرستادهاند .
سواد آن را با ترجمه ، لفّاً ارسال حضور مبارك عالى نمودم ؛ ملاحظه خواهند فرمود .
اين جواب سفارت معلوم است [ كه ] طفره است و مطابق سؤال مشاورالوزاره نيست ، و معلوم است ضريح كه كوچك است ، قابل نصب شدن نيست . سفارت هم نمىتواند كارى بكند ؛ بايد ضريح كوچك را بزرگ نمود تا بتوانند منصوب نمود .
استادان زرگر هم كه همراه هستند مىگويند بزرگ نمودن ضريح در مدينه منوّره ممكن نيست ؛ بايد بروند در اصفهان قصور آن را بسازند و حمل به مدينه منوّره نمايند .
در اين صورت ماندن مشاورالوزاره و همراهان او در مدينه منوّره ، جز ضرر مالى و جانى حاصلى ندارد .
حج گزارى ايرانيان به روايت اسناد عثمانى و قاجارى ( فارسى ) — صفحة 348
مساهمون: اسرا دوغان
ص٣٤٨