جواب به نامهاى به تاريخ 19 ذىالحجه 1331 و به شماره 1213 است كه ،
بر وجه معلوم ، حجاج بهيّه ايران [ كه ] با قافله ابنرشيد و در تحت تعهد امارت او بودند ، در حين عزيمت همراه با محمل شام شريف ، سرگردان ماندند ؛ ولى اخيراً مُقومهايى كه ابنرشيد از طرف خود تعيين كرده بود ، از وظايف خود نكول كردند . حجاج شكايت به والاى مذكور بردند .
درباره درست بودن يا نبودن آقچههاى استردادى به بيگ ، تحقيقات صورت گرفت [ و ] مشخص شد كه توسط حجاج مؤمىاليه ايرانى با رضاى و اختيار خود داده بودند و مقومها اين آقچهها را أخذ كرده ، بين شتربانان توزيع و براى مصارف لازم و اختيارى و ساير مقتضيات صرف كردند . در اين باره حتى شنيده شده كه حجاج ايرانى ، بيشتر از آنچه دادهاند ، مطالبه مىكنند . به اين بهانه ، استرداد نكول خود را تكرار كردند . بنا بر معاملهاى كه ميان حجاج و شتربانان صورت گرفته ، آنان بايد سهم آنان « 1 » را بدهند . اين امر ايجاب تعامل و تعارف معامله مذكور مىباشد . بيان مىشود . سرورم .
DH . EUM . EMN : 315 / 42
[ سند سوم ]
محرمانه
در عريضه رسمى به تاريخ 12 تشرين ثانى 1329 و به شماره 169 كه به عرض عالى رسيده است ، فتحاللهافندى وكيل كارپردازى ايران در جده هنگام خداحافظى در تاريخ 6 تشرين ثانى در مقام ولد ولايه ، نزد بنده عاجز آمد و در آن اثنا گفت كه بياناتى محرمانه با تو دارم و عيناً اين حرفها را گفته است كه سال گذشته حجاج ايران در امارت با يكى از افراد ابنرشيد قرار گذاشتند كه آنها را از مكه به جده بفرستد و هر شتر را مشروط به 12 روز [ مدت زمان ] رسيدن به مدينه ، 10 ليره اجاره كردند . ولى
هامش
( 1 ) 1 . شتربانان .