اسب و 60 نفر اشترى كه متجاوز از 2500 ليره بود را غصب كرد و چادر و اموال و ساير اشيا و همه دارايىام را به ناحق و بدون سبب ضبط نمود و در مدينه منوره فروخت و بهاى آن را برداشت . جهت استرداد اموال و حيوانات مغصوبه ، به دفعات مراجعه كردم ، ولى به مرور زمان بىثمر ماند . فقط نه اين ، بلكه هر چه به پاشاى مؤمىاليه با شدت بيشترى مراجعه و التجاء كردم ، بنده را كتك زدند و انواع شكنجه كردند . به اين خاطر ، عليل و از نور بصر محروم شدم . لدى الحمد ، دولت عليّه عثمانى با اعلام مشروطيت همه را احيا كرد و چون محافظت از جان ، مال ، ناموس و عدالت را اعلام كرد ، فرمايش كنند و محافظ مؤمىاليه و پاشا را فى الفور به دارالسعادت جلب نمايند و مذكورين را بياوريد تا مشخص شود كه چه انجام دادهاند . مطابق قانون شرع ، ديه چشمهايى كه كور كرده ، معين شود و آنچه به ناحق استرداد كردند را تضمين كنند . در حق من لطف كنيد تا ديگر خلاص شوم . در اين باب ، امر و فرمان حضرت منلهالامر است . 7 . شعبان . 10 . 1327 آغستوس 1325
DH . MKT : 4 / 12 - 1
[ سند چهارم ]
دايره مخابرات عمومى نظارت داخله
به نظارت جليله خارجه
تاريخ : 17 حزيران 1326 ، 22 ربيعالاخر 1328
جواب تذكره داوريّه عليه به تاريخ 21 آغستوس 1325 به شماره 562 .
در حق مطالبات ضايع شده الحاج على بن محمد صالح ايرانى در مدينه منوره ، هيچگونه سرنخى تا حالا پيدا نشده ، ولى مراسلاتى به مدينه منوره مخابره شده است . بر مبناى مراجعه و مطالبه مرقوم ، با توسل به اختيارات قانونى ايشان در ارائه به محل متعالى جهت جواب ، از ولايت سوريه كسب خبر شد . جواب ، تحريراتى در اين باره از