32 . عزل پاشاى شام ( اجحاف در حق حجاج ايرانى )
عاليجاها رفيع جايگاها دولت و اقبال همراها صاحبا
درين وقت اينجانب را بندگان عالى به خدمت صدراعظم فرستاده بود خدمت بندگان عالى ، خبردار را به انجام رسانيدم و بعد ميرزافرج به اينجانب تكليف كرده سه چهار عدد فرمان از خدمت گرفتهام . آدم معقولى در اينجا نيست كه به اتفاق مباشر اين فرمانها را بردارد [ و ] اين مصلحت را به انجام برساند . نظر به اينكه اين خدمت نواب اشرف و الا بود ، اينجانب هم گردن گرفتم . به اتفاق مباشر اينجانب رفتيم شام . همان روز كه حجاج داخل شام شد ، اينجانب هم همان روز وارد شام شدم . روز بعد به اتفاق مباشر رفتيم خدمت صالحپاشا مكتوب صدراعظم را داديم و پيش از بنده حاجى سليم فرمان سلام داده بود و بعد مكتوب صدراعظم را پاشا خواند و به بنده گفت به اين فرمان به اين مكتوب من پول حاجىها را پس نخواهم داد . من پول از حاجىها گرفتم [ و ] مصرف حاجىها كردم [ و ] تا اينكه فرمان حكما نباشد ، من پول به كسى نخواهم داد و پول كه حجاج ايران گرفته است ، هر نفرى بيستوپنج باجاقلو « 1 » مىباشد . مجموع پول حجاج ايران به تقرير حاجىها به موجب دفطر [ دفتر ] يكهزار چهارصد « 2 » كيسه پول گرفتهاند و حال اين مانده است به مردانگى شما . بايد انشاءالله تعالى اين پول را بگيرند و آن پاشا را هم عزل بكنيد و يك عدد فرمان حكما بگيرند كه در شام از حاجىها [ ى ] ايران هر نفرى شش باجاقلو مىگرفتند ، ديگر نگيرند تا اينكه فرمان حكما نباشد ، امسال هم مىگيرند و بسيار زحمت هم به حاجىها مىدهند انشاءالله تعالى به زودى يك فرمان بسيار خوب كه مضمونش حكما باشد ، بگيرند [ و ] به زودى به خدمت نواب اشرف و الا بفرستيد كه به حاجىها برسد . ديگر به موسوم حج رفتن چيزى باقى نمانده است . حاجها در پانزدهم
هامش
( 1 ) . منظور سكه طلاى اروپايى ( دوكات ) است كه در تركى به آن باجاقلو ، باجاقلى يا باجقلو مىگفتند .
( 2 ) . در بالاى عبارت رقم به سياق ذكر شده است .