او بىدرنگ براى انجام اين منظور دستبهكار شد . تنها وسيلهاى كه دراختيار داشت زبانگويا و بيان فصيح و بليغ و شجاعت و شهامت او بود كه از پدرش اميرمؤمنان عليه السلام و مادرش فاطمه عليها السلام به ارث برده بود و اكنون مىتوانست با استفادهء از آنها بهترين بهرهبردارى را از اين فرصت بكند و هدف مقدس برادر بزرگوارش را دنبال نمايد .
خطبهء آتشين زينب
سخنرانى تاريخى و خطبهء آتشين و انقلابى زينب عليها السلام در كتابهاى چند تن از مورخان و اهل حديث مانند « طبرسى » و صاحب كتاب « طراز المذهب » و سيد در « لهوف » آمده است كه ما در اينجا ابتدا متن آنرا از روى كتاب « احتجاج » طبرسى نقل و سپس ترجمه مىكنيم :
شخصى بهنام « حذام » « 1 » روايت كرده مىگويد : هنگامى كه حضرت على بنالحسين عليه السلام را به همراه زنان از كربلا بهكوفه آوردند ، زنان كوفى ( با ديدن آنها ) بشدّت مىگريستند و گريبانها چاك مى زدند و مردان نيز با آنها گريه مىكردند .
زينالعابدين عليه السلام كه در آن زمان بيمار بود ، با صداى فرمود :
« انَّ هؤُلاءِ يَبْكُونَ فَمَنْ قَتَلَنا غَيْرُهُمْ » ؟ !
[ اينان برما مىگريند پس چه كسى جز اينها ما را كشت ؟ ]
هامش
( 1 ) - اين اسم را به دو صورت « حذام » و « حزام » نوشتهاند .