الى رَبِّها ، وَ ما هَدَأَت لَنا عَيْنٌ وَ لاسَكَنَتْ لَنا زَفْرَة » .
[ و اما عمهام زينب ، پس وى همچنان در آن شب در جايگاه عبادت خود ايستاده بود و بهدرگاه خداى تعالى استغاثه مىكرد و در آن شب چشم هيچيك از ما به خواب نرفت و صداى نالهء ما قطع نشد . ] « 1 »
حضرت سجاد عليه السلام فرمود :
« انَّ عَمَّتي زَيْنَب كانَتْ تُؤَدّي صَلَواتِها مِنْ قِيام ، الفَرائِضَ وَ النَّوافِلَ ، عِنْدَ مَسيرِنا مِنَ الكُوفَةِ الَى الشّامِ ، وَ في بَعْضِ المَنازِل تُصَلّي مِنْ جُلُوسٍ لِشِدَّةِ الجُوعِ وَ الضَّعْفِ مُنْذُ ثَلاثِ لَيالٍ ؛ لَانَّها كانَتْ تَقْسِمُ ما يُصيبُها مِنَ الطَّعامِ عَلَى الاطْفالِ ، لِانَّ القَوْمَ كانُوا يَدْفَعُونَ لِكُلِّ واحِدٍ مِنّارغيفاً واحِداً مِنَ الخُبْزِ فِي اليَوْمِ وَ اللَّيلَة »
[ همانا عمهام زينب همهء نمازهاى واجب و مستحب خود را در طول مسيرما از كوفه به شام ايستاده مىخواند و در بعضى از منزلها نشسته نماز خواند و اين هم بهجهت گرسنگى و ضعف او بود ، زيرا سه شب بود كه غذايى را كه به او مىدادند ميان اطفال تقسيم مىكرد ، چون كه آن مردمان ( سنگدل ) در هر شبانه روز به ما يك قرص نان بيشتر نمىدادند . ] « 2 »
* * * آنچه آمد نمونه و گوشهاى از عبادتهاى بدنى و انجام نمازهاى واجب و نافلهء زينب بود . ضمناً بزرگترين خصلت نيك يك انسان ايثار و مقدم داشتن ديگران برخود است كه
هامش
( 1 ) - همان ، ص 62
( 2 ) - رياحين الشريعه ، ج 3 ، ص 62