كيفيت استدلال : اين احاديث دلالت دارد بر اينكه هر خبريكه مخالف كتاب بود حجت نيست و لا ريب در اينكه اخبار آحاد يا با عموم كتاب يا اطلاق آن و يا ظهور آن مخالفند پس بايد طرح شوند .
جواب ما : اولا اشكال مشترك الورود است زيرا كه شما به خبر واحد مع القرينه عمل مىكنيد در حالى كه در ميان آنها هم روايات مخالف با عموم و اطلاق و . . . وجود دارد پس اشكال به شما هم وارد است .
ثانيا در ميان اخبار احاد رواياتى است كه در قرآن اصلا متعرض آن نشده نه نفيا و نه اثباتا بفهميم مخالف است يا موافق . مثلا حديث شريف مىگويد : « فيما سقت السماء العشر و فيما سقى بالدوالى نصف العشر » و در هيچ جاى قرآن مطلبى نخواهيد يافت كه موافق يا مخالف ظاهر اين حديث باشد و دليل شما اين گونه احاديث را شامل نيست پس دليلتان از مدعايتان اخص است .
و ثالثا مخالفت بر دو قسم است 1 - مخالفت تباينى و آن دو شعبه دارد .
الف - تباين كلى مثلا قرآن فرموده باشد : اكرم العلماء و حديث گفته باشد :
لا تكرم العلماء .
ب - تباين جزئى يا عموم من وجه مثل اكرم العلماء و لا تكرم الفساق كه عام و خاص من وجه هستند .
2 - مخالفت به نحو عموم و خصوص مطلق يعنى كتاب اعم مطلق باشد و خبر واحد اخص مطلق مثلا در قرآن آمده :
« خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً » ،
در خبر آمده : « لحم الارنب حرام » .
با حفظ اين نكته در جواب مىگوئيم : اگر منظور اخبار از مخالفت ، مخالفت به نحو تباينى باشد فهو مما لا اشكال فيه زيرا كه مشهور هم كه به خبر واحد