« فاطمه پارهء تن من است . من مىترسم كه او را به فتنه بيندازند .
به خدا سوگند ! دخترِ رسول خدا و دختر دشمن خدا تحت اختيار يك فرد قرار نمىگيرند » .
پس از آن ، على دربارهء اين ازدواج سكوت نمود و آن را رها كرد « 1 » .
اين روايت نيز از طريق عبدالرزّاق بن همام صنعانى نقل شده است .
هامش
( 1 ) كنز العمال : 3 / 291 و 292 شمارههاى 37734 و 37736 .