در مورد اين مطالب به رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله خبر دادند .
حضرتش پس از حمد و ثناى خدا فرمود :
« اينك چگونه برخى مىپندارند كه من به خاطر فاطمه ناراحت نمىشوم ، در حالى كه فاطمه پارهء تن من است . كسى حق ندارد كه دختر دشمنِ خدا را بر سر دختر رسول خدا به ازدواج خود درآورد » .
عسقلانى بعد از نقل اين روايت مىگويد : اين حديث مرسل است . اصل حديث - كه در صحيح آمده - به روايت مِسْوَر است كه او براى على بن الحسين نقل كرده است « 1 » .
آرى ، على بن الحسين عليهما السلام آن را براى زُهْرى نقل كرده است ( ! ! ! ) .
روايت متّقى هندى
متّقى هندى نيز اين داستان را به دو سند در كنز العمّال نقل كرده است :
1 - شَعْبى گويد : على به نزد رسول خدا صلّى اللَّه عليه وآله آمد و دربارهء دختر ابوجهل و خواستگارى او از عمويش حارث بن هُشام پرسيد .
هامش
( 1 ) مطالب العاليه بزوائد المسانيد الثمانيه : 4 / 67 شماره 3981 .