چيزهايى كه جزء انقسامات ثانويه است و در مرحلهء بعد عقل وارد ميدان مىشود و هشدار مىدهد كه امر مولا را اطاعت كن .
برخى به آيات قرآن و روايات تمسك كردهاند كه قصد قربت لازم است ، مثلا به آيهء
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ » ،
يا به آيهء
« وَ ما أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ »
« 1 » يا به روايتى مانند « انما الاعمال بالنيّات » يا « انّما لكل امرئ ما نوى » و يا « لا عمل الّا بالنيّة » .
با توجه به اين آيات و روايات گفتهاند امور تعبديه بدون قصد قربت درست نمىشود .
در پاسخ به اينان مىگوييم كه اين ادلّه دلالتى بر اين مسئله ندارد . در آيه
« أَطِيعُوا اللَّهَ وَ أَطِيعُوا الرَّسُولَ »
حكم ارشادى است . هر امرى به اطاعت از طرف مولا صادر شود بايد حمل بر ارشاد كنيم ، چون اگر قرآن هم نمىگفت عقل به ما هشدار مىداد . شارع به دليل محال بودن تسلسل نمىتواند به
« أَطِيعُوا اللَّهَ »
امر كند .
حال اگر در جايى به اين برخورديم كه شارع وارد چيزهايى شده كه جزء انقسامات ثانويه طبيعت است « مثل
أَطِيعُوا اللَّهَ » ،
مجبوريم آن را بر ارشاد محض حمل كنيم چون شارع اهتمام داشته ما را به اطاعت ارشاد كند . اين هيچ ارتباطى به مسألهء امر و قصد قربت ندارد .
آيهء
« وَ ما أُمِرُوا إِلَّا . . . »
معنايش اين است كه در مقام پرستش و كرنش و عبادت ، انسان نبايد ريا و تشريك در عبادت داشته باشد . عبادت را بايد خالصا لوجه اللّه
هامش
( 1 ) البينة ( 98 ) : 5 « و ( در كتب آسمانى ) امر نشدند مگر بر اينكه خدا را به اخلاص كامل ( بىشك و ريا ) در دين ( اسلام ) پرستش كنند . . . » .