اطاعت كنيد ، بياورد . يك اطع ديگر هم براى اطع قبل بياورد و هكذا . شما در منطق خواندهايد كه « كل ما يلزم من وجوده ، تكرره ، فهو تسلسل و محال » . پس عقل حاكم به وجوب اطاعت و حسن اطاعت است . بنابراين مىتوانيم از بناى عقلا و عقل عملى استفاده كنيم ، چون عقل عملى به من مىگويد بايد اطاعت كنم و نبايد تمرد كنم .
بنابراين از دو راه مىتوانيم استفادهء وجوب بكنيم : 1 ) از راه اطلاق ؛ 2 ) بناى عقلا و حكم عقل عملى . از باب اينكه وقتى عقل هشدار به اطاعت داد ، اطاعت معلول امر وجوبى است و كشف انّى مىكنيم و از معلول ( اطاعت ) پى به علت ( وجوب ) مىبريم .
بلى ، عقلا در جايى ترخيص مىدهند كه خود آمر اذن در ترك بدهد و الّا عقلا مىگويند : اطاعت بايد و تمرد نبايد . ( احتمال دارد بعضى در امر علوّ داشته باشند اما مسموع الكلمة نباشند . اگر مسموع الكلمة بود عقل مىگويد : بايد اطاعت كرد ) .
3 ) واجب تعبدى و توصلى
واجبات دو قسم هستند : 1 ) واجب تعبدى ؛ 2 ) واجب توصلى . پرسش اين است كه آيا مقتضاى اطلاق هيئت امر بر واجب تعبدى دلالت دارد يا واجب توصلى ؟
قبل از پاسخ به اين پرسش ، اين دو واجب را تعريف مىكنيم . تعاريف زيادى براى واجب تعبدى و توصلى ارائه شده است . از جمله آنكه :