اكنون سؤال اين است كه
« إِلَّا الَّذِينَ تابُوا » *
فقط به
« فَأُولئِكَ هُمُ - الْفاسِقُونَ » *
مىخورد ، يعنى اينها كه فاسقند اگر توبه كردند ، ديگر فاسق نيستند و مىتوانند مثلا امام جماعت شوند ، يا
« إِلَّا الَّذِينَ تابُوا » *
به همهء كيفرها مىخورد ، يعنى اين افراد تازيانه نمىخورند و شهادتشان هم قبول مىشود . و يا اينكه بايد گفت اصلا ظهور ندارد - نه ظهور در كيفر آخر و نه ظهور در همهء كيفرها ، بلكه مجمل است ، به دليل آنكه ظهور در هركدام قرينه مىخواهد و وقتى قرينه نيست مجمل مىشود . و يا بايد تفصيل داد و گفت جملههايى كه موضوع و محمول در همهء آنها ذكر مىشود ، مثلا « اكرم العلماء و ضيف - السادات و وقر الكبار الا الفساق منهم » ، عدم اكرام به آخرى مىخورد - . اما اگر چنين نبود ، يعنى موضوع فقط يك دفعه ذكر شده بود ، مثلا « أكرم العلماء و السادات و الكبار الا الفساق منهم » ، عدم اكرام به همه برمىگردد . اين تفصيل از آن مرحوم ميرزاى نائينى ( رحمة الله عليه ) است . در اينجا ممكن است بگوييم كسانى كه قائل به برگشتن اين استثنا بهخصوص جملهء آخرى ، يعنى به
« فَأُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ » *
، هستند نظرشان به اين است كه در اين آيه موضوع تكرار شده است ؛ و كسانى كه قائلند به اينكه استثنا به همه مىخورد نظرشان اين است كه موضوع تكرار نشده و فقط در صدر كلام يكبار موضوع ذكر گرديده است . و ، بدين ترتيب ، نزاع ، نزاع لفظى مىشود .
ما مىگوييم آنهايى كه مىگويند موضوع تكرار شده است مىگويند - به آن آخرى مىخورد ، و در جاهايى كه موضوع تكرار نمىشود و موضوع يكدفعه در همان صدر كلام گفته مىشود به همه مىخورد .
بنابراين ، هيچگونه اختلاف و نزاعى بين بيانكنندگان اين دو سخن نيست .