تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 97

مساهمون:

ص٩٧

31 [ ما را ز خيال تو چه پرواى شراب است ]

1 ما را ز خيال تو چه پرواى شراب است * خم گو سر خود گير كه خُم‌خانه خراب است
2 گر خمر بهشت است بريزيد كه بىدوست * هر شربت عذبم كه دهى عين عذاب است
3 افسوس كه شد دلبر و در ديده گريان * تحريرِ خيال خط او نقش بر آب است
4 بيدار شو اى ديده كه ايمن نتوان بود * زين سيل دمادم كه درين منزل خواب است
5 معشوقه عيان مىگذرد بر تو و ليكن * اغيار همىبيند از آن بسته نقاب است
6 گل بر رخ رنگين تو تا لطف عرق ديد * در آتش رشك از غم دل غرق گلاب است
7 سبزست در و دشت بيا تا نگذاريم * دست از سرِ آبى كه جهان جمله سرابست
8 در كنج دماغم مطلب جاى نصيحت * كاين گوشه پر از زمزمهء چنگ و رباب است
9 حافظ چه شد ار عاشق و رندست و نظرباز * بس طُور عجب لازم ايام شباب است
غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 97 | شمس الدين حافظ