تخطي إلى المحتوى الرئيسي

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 63

مساهمون:

ص٦٣

14 [ صبح دولت مىدمد كو جام همچون آفتاب ]

1 صبح دولت مىدمد كو جام همچون آفتاب * فرصتى زين به كجا باشد بده جام شراب
2 خانه بىتشويش و ساقى يار و مطرب نكته‌گوى * موسم عيش است و دور ساغر و عهد شباب
3 از پى تفريحِ طبع و زيور حسن و طرب * خوش بود تركيب زرّين جام ، با لعل مُذاب
4 از خيال لطفِ مى ، مشاطهء چالاك‌طبع * در ضميرِ برگ گل خوش مىكند پنهان گلاب
5 شاهد و مطرب به دست‌افشان و مستان پاىكوب * غمزهء ساقى ز چشم مىپرستان برده خواب
6 باشد آن مه مشترى دُرهاى حافظ را كنون * مىرسد هر دم به گوش زهره گلبانگِ رباب
غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحة 63 | شمس الدين حافظ