پرش به محتوای اصلی

غزليات حافظ ( فارسى ) — صفحه 147

پدیدآورندگان:

ص۱۴۷

56 [ خم زلف تو دام كفر و دين است ]

1 خم زلف تو دام كفر و دين است * ز كارستان او يك شمّه اين است
2 جمالت معجز حسن است ليكن * حديث غمزه‌ات سحر مبين است
3 ز چشم شوخ تو جان كى توان برد * كه دايم با كمان اندر كمين است
4 بر آن چشم سيه صد آفرين باد * كه در عاشق‌كشى سحر آفرين است
5 عجب علميست علم هيئتِ عشق * كه چرخ هشتمش ، هفتم زمين است
6 نپندارى كه بدگو رفت و جان برد * حسابش با كِرامُ الكاتبين است
7 مشو حافظ ز كيد زلفش ايمن * كه دل برد و كنون در بندِ دين است