536 - « پيالهء مى »
ز دلبرم كه رسانَد نوازشِ قلمى ؟ * كجاست پيك صبا ، گر همىكند كرمى ؟
قياس كردم و تدبير عقل در ره عشق * چو شبنمى است كه بر بحر مىكشد رقمى
بيا كه خرقهء من گرچه رهنِ ميكدههاست * ز مالِ وقف نبينى به نامِ من درمى
چرا به يك نى قندش نمىخرند ، آنكس * كه كرد صد شَكرافشانى از نى قلمى
دلم گرفت ز سالوس و طبلِ زير گليم * به آنكه بر درِ ميخانه بر كنم عَلَمى
بيا كه وقتشناسان دو كون بفروشند * به يك پياله مى صاف و صحبت صنمى
دوام عيش و تنعّم نه شيوهء عشق است * اگر معاشر مايى ، بنوش نيش غمى
طبيب راهنشين درد عشق نشناسد * برو به دست كن اى مردهدل مسيح دمى
نمىكنم گلهاى ليكن ابرِ رحمتِ دوست * به كشتزار جگر تشنگان نداد نَمى
حديث چون و چرا دردِسر دهد اى دل * پياله گير و به ياسا ، ز عمر خويش دمى
سزاى قدرِ تو شاها به دست حافظ نيست * جز از دعاى شبى و نياز صبحدمى
* توضيحات :
نوازش قلمى ( نامه - با زبان قلم نواخته باشد ) كرم ( بخشش ) قياس كردم ( سنجيدم ) تدبير عقل ( چارهگرى عقل ) شبنم ( قطره باران ) بحر ( دريا ) رقم ( نقش زند ) رهن ( گرو ) به نام من ( به اسم من ) نىقند ( نيشكر ) معنى بيت ( 4 ) ( آنكس كه از قلمش سخنان شيرين نثار مىكرد ، علت چيست ، كه اكنون سخنان وى را به اندازه يك نيشكر بها نمىدهند ) سالوس ( رياكار ) طبل زير گليم ( كنايه از كار رياكارانه ) علم ( پرچم ) معنى بيت ( 6 ) ( بيا و نگاه كن ، آنان كه ارزش وقت را مىفهمند دو جهان را به يك شراب روشن معرفت الهى و مصاحبتى آگاه عوض نمىكنند ) معنى بيت ( 7 ) ( راه و روش عاشقى آن نيست كه عاشق در ناز و نعمت باشد ، اگر همنشين ما عاشقان هستى بايد رنج و زحمت را تحمل كنى ) معنى بيت ( 8 ) ( پزشكانى كه در راه مىنشينند و مداواى بيمار مىكنند از بيمارى عشق آگاهى ندارند ، اى افسردهدل برو پزشكى روحانى و عيسى دمى پيدا كن ) .
* ترجمه :
* نتيجه تفأل :
1 - خواجه در بيتهاى 9 و 10 و 11 فرمايد : ( من شكايتى ندارم ، اما ابر رحمت محبوب به كشتزار جگر تشنگان نرسيد و به آنها توجهى نكرد ) ( گفتگوى مردم سبب دردسر مىباشد پس اى دل باده بنوش و لحظهاى از عمرت راحت باش ) ( شاها ، حافظ جز از نياز شبانه و دعاى صبحدم ، چيز ديگرى ندارد كه لايق ارزش محبوب باشد ) تفسير اين سه بيت موجب مىگردد تا به نيت خود پى ببريد .
2 - خيلى خالصانه به دنبال اين نيت بودهايد و بارها صداقت خود را ثابت كردهايد و خواستهايد از راه صلح و سازش عمل كنيد ولى او بر لجبازى اصرار دارد ، بايد بدانيد كه وى مغرور خود شده پس لازم است شما صبر و شكيبايى داشته باشيد .
3 - اين نيت با صبر و شكيبايى انجام مىگيرد چون عوامل متعددى در اجراى آن دخالت دارد كه بايد مقدمات آن فراهم گردد .
4 - مسافر جنابعالى مدتى بلاتكليف بوده ولى به زودى گره از كارش گشوده مىشود و خبرهاى خوش خواهد داد .
5 - معاملهاى سودآور در جريان است ولى حسودى نيز در كمين ، پس مواظب او باشيد ، سه فرزند در طالع داريد كه آخرى ثروتمند و دومى دانشمند خواهد شد ، مسافرتى مهم در پيش است ، مبارك باشد .
6 - روحيه شما با توجه به بيتهاى غزل چنين است : در كارها بسيار سريع السّير هستيد بهطورىكه اگر بخواهيد كارى را انجام دهيد ، كسى حريف شما نمىشود ، گاهى زياد احساس تنهايى مىكنيد بهطورىكه دچار افسردگى مىشويد و اين امر به سبب پرتحركى شماست ، با هر وضعيتى مىتوانيد خود را وفق بدهيد و در امور غير منطقى از كوره در مىرويد .