517 - « اى خسرو شيرين »
بشنو اين نكته كه خود را ز غم آزاده كنى * خون خورى ، گر طلبِ روزىِ ننهاده كنى
آخِر الامر گِلِ كوزهگران خواهى شد * حاليا فكر سبو كن كه پُر از باده كنى
گر از آن آدميانى كه بهشتت هوس است * عيش با آدمئى چند پريزاده كنى
تكيه بر جاى بزرگان نتوان زد به گزاف * مگر اسبابِ بزرگى همه آماده كنى
اجرها باشدت اى خسروِ شيريندهنان * گر نگاهى سوى فرهادِ دل افتاده كنى
خاطرت كى رقمِ فيض پذيرد ، هيهات * مگر از نقشِ پراكنده ورق ساده كنى
كارِ خود گر به كرم بازگذارى حافظ * اى بسا عيش كه با بختِ خدا داده كنى
اى صبا بندگىِ خواجه جلال الدّين كن * كه جهان پُرسمن و سوسنِ آزاده كنى
* توضيحات :
معنى بيت ( 1 ) ( اين لطيفه را گوش كن تا خود را از غم و رنج رها كنى ، اگر به دنبال قسمت و روزى كه برايت مقدر نشده به روى ، رنج مىبرى ) معنى بيت ( 2 ) ( بالاخره جسم تو خاك مىشود و از آن گل و خميرمايه كوزهگران مىسازند پس هماكنون در انديشهء كوزهاى باش كه از شراب پر كنى و بنوشى ) معنى بيت ( 3 ) ( اگر از آن انسانهايى هستى كه در انديشهء بهشت مىباشى پس با چند انسان فرشتهخو نشست و برخاست كن ) معنى بيت ( 4 ) ( بر مسند بزرگان نمىتوان جاى گرفت و لاف بزرگى زد مگر اينكه همهء اسباب بزرگى را از فضل و دانش فراهمسازى ) معنى بيت ( 5 ) ( اى پادشاه شيريندهنان و زيبارويان ثواب خواهى برد اگر به عاشقانى چون فرهادها توجه و عنايتى داشته باشى ) معنى بيت ( 6 ) ( بعيد است كه نشان محبت و راحتى فكر بر لوح دل تو براى من قرار گيرد ، جز آنكه از نقش افكار پريشان صفحهء دل را پاك كنى ) بخت خدا داده ( قسمت و بهرهاى كه خداوند عطا كرده ) كرم ( بخشش ) خواجه جلال ( وزير شاه شجاع ) سمن و سوسن ( شادى و خرمى ) .
* ترجمه :
* نتيجه تفأل :
1 - از دست تقدير و سرنوشت نمىتوان فرار كرد ، بهره و قسمت هركس در روز ازل نوشته و ثبت شده است ، بنابراين نتيجهء گله و شكايت تنها افسردگى است . بطور مثال ، جنابعالى چقدر براى بدست آوردن يكى از خواستههايت تلاش و كوشش كردى اما نتيجهاى نداد ، برعكس براى موضوع ديگرى چندان گامى برنداشتى ولى موفق شدى ، اما اين دليل آن نيست كه انسان دست از كوشش و تلاش بردارد بلكه برعكس ضمن توكل بر خدا هميشه سريع و جدّى اقدام كنيد .
2 - انجام اين نيت نياز به زمان و بهرهگيرى از راهنمايىهاى خردمندانه استاد يا استادانى باتجربه دارد كه سادهترين راه را در اختيار جنابعالى بگذارند .
3 - مدتى است كه گويى خود را گم كردهايد ، علتش ، اضطراب و پريشانى ناشى از لجبازى و وسواس شماست ، مقدارى شربت گلاب بخوريد .
4 - از يكى از دوستان و آشنايان سخت رنجيدهايد ، او تقصير ندارد ، شما بيش از اندازه حساس هستيد او آداب معاشرت را نمىداند ، بنابراين هركس به اندازهء سواد و تربيتش عملى را انجام مىدهد .
5 - به زودى ملاقات و معاملهاى سودمند خواهيد داشت و مادر و پدرتان نيازمند محبت شما هستند دل آنها را به دست آوريد و همسر را در آغوش گرفته و از ناراحتى خارج سازيد .
6 - بيشتر مواقع بخاطر احساس مسئوليت نگرانيد ، بهطورىكه اين پريشانى گاهى اتكاى به نفس شما را زير سؤال مىبرد ، در ظاهر خود را سرد مزاج معرفى مىكنيد اما داراى قلبى بسيار گرم مىباشيد و در مواقع همدردى و رنج ديگران خيلى صميمانه رفتار مىكنيد . ميل داشتيد آنقدر ثروتمند بوديد تا به همه كمك مىكرديد . از مساعدت به ديگران لذت مىبريد اما قدرى تودار و جلوهپذير و ظاهربين مىباشيد .