516 - « ابروى ماه سيمايى »
به چشم كردهام ابروى ماه سيمايى * خيال سبز خطى نقش بستهام جايى
زمامِ دل به كسى دادهام من درويش * كه نيستش به كس از تاج و تخت پروايى
سرم ز دست بشد ، چشم از انتظار بسوخت * در آرزوى سر و چشمِ مجلسآرايى
زهى خيال كه منشور عشقبازى من * از آن كمانچهء ابرو رسد به طُغرايى
مكدّر است دل ، آتش به خرقه خواهم زد * بيا ببين كه كرا مىكند تماشايى ؟
به روزِ واقعه تابوت ما ز سرو كنيد * كه مىرويم به داغِ بلندبالايى
در آن مقام كه خوبان ز غمزه تيغ كشند * عجب مدار سرى اوفتاده در پايى
فراق و وصل چه باشد ؟ رضاى دوست طلب * كه حيف باشد ازو غيرِ او تمنّايى
مرا كه از رخِ او ماه در شبستان است * كجا بُوَد به فروغ ستاره پروايى ؟
دُرَر ز شوق برآرند ماهيان به نثار * اگر سفينهء حافظ برى به دريايى
* توضيحات :
معنى بيت ( 1 ) ( ابروى ماهى زيبا چهره را نشان كردهام و چهرهء خيالى محبوبى را كه خط سبز بر چهره دارد در دل خود نقش بستهام ) زمام دل ( اختيار دل ) سرم ز دست بشد ( اختيار سر را از دست دادم ) شد ( رفت ) منشور ( فرمان ) معنى بيت ( 4 ) ( اميدوارم كه دستور عشق از ابروى كمانى محبوب به امضاى او مزين شود و عشق مرا بپذيرد ) مكدر ( گرفته ) كرا مىكند ( كرا كردن - ارزش داشتن ) روز واقعه ( روز مرگ ) تابوت ز سرو ( تابوتى كه از چوب سرو مىسازند ) داغ ( عشق ) معنى بيت ( 7 ) ( آنجا كه خوبرويان شمشير ناز و كرشمه را درمىآورند ، جاى تعجب نمىباشد كه سر عاشقى سپر معشوق گردد ) معنى بيت ( 8 ) ( هجران و وصال در برابر خرسندى و رضايت محبوب ارزش ندارد ، زيرا دريغ است كه از دوست جز دوست چيزى بخواهى ) معنى بيت ( 9 ) ( من كه از چهرهء معشوق در شبستان خانهام ماهى روشن دارم كجا به نور ستارهاى اعتنا كنم ) .
* ترجمه :
* نتيجه تفأل :
1 - چشم و دل تو به دنبال چيزى يا كارى يا زيبارويى است و اين مسئله تمام زندگى شما را تحت الشعاع خود قرار داده و قرار و آرام را از شما سلب كرده است ، به همين جهت رنج فراوان تحمل كردهايد ولى متأسفانه از اين كار بهرهاى نبردهايد زيرا شما در كارها خيلى عجله داريد ، درحالىكه اين كار و نيت با شتاب سازگارى ندارد ، بايد حوصله و توكل بر خدا داشته باشيد تا مرور زمان كليه مسايل را حل كند و شما راه درست را انتخاب كنيد .
2 - از پدر و مادر و همسرى مهربان ولى زودرنج و پرتوقع برخورداريد كه بسيار نازك - نارنجىاند ، مانند شيشه شكننده است ، بنابراين بايد سخت مواظب او باشيد ، چون ممكن است با برخورد نامطلوبى از طرف شما اين شكنندگى در او بيشتر شود و كانون گرم خانواده را به خطر اندازد . پس راه خشونت را در پيش نگيريد .
3 - از او انتظار رستم يا سقراط يا هركول را نداشته باشيد ، او ليلى و مجنون هم نيست ، شما را سخت دوست دارد ولى راه و رسم آن را نمىداند .
4 - عزيزم ، شما شخصى منطقى ، ذاتا مدير و مدبر ، وظيفهشناس ، مستقل ، داراى فكر نو و تازه هستيد و عقيدهء عجيبى نسبت به عشق و وظايف خانوادگى داريد . به سادگى و راحتى نمىتوانيد با ديگران كنار بياييد چون انديشه شما جلوتر از زمان حركت مىكند و ديگران اين را نمىدانند چون مسئوليتها را عميق درك مىكنيد در زندگى خوشبخت مىشويد .