ذو فافيتين مرزبندى كرده است .
1 - اى قصهء بهشت ز كويت حكايتى * شرح جمال حور ز رويت روايتى
2 - ز دل برآمدم و كار برنمىآيد * ز خود برون شدم و يار درنمىآيد
او در واجآرايى و انتخاب بحر عروضى نيز استادى كامل و ماهر است ، اسب فصاحت را در ميدان بلاغت واجآرايى چنان دوانده است كه توسنى به گردش نمىرسد ، بهطورىكه از ميان مثلا 495 غزل خود تعداد 135 غزل خويش را در زحافات بحر رمل كه بحرى دلنشين مىباشد ، سروده است .
بر وزن : در ازل پرتو حسنت ز تجلى دم زد .
نمونهاى از واجآرايى او در حرف ( خ ) :
« خيال تو با خود به خاك خواهم برد »
استفاده از آرايههاى تلميح كه همان گوشه چشمى است كه حافظ با نظر تيزبين خود بر وقايع و جريانات زمان دارد با تلميحات خود و استشهاد از آيات قرآنى كام خواننده را شيرين مىسازد ، او با بهرهگيرى از صنعت تلميح اشارههاى ظريف و نافذ خود را برگرفته از آيات وحى و قرآن و سنت رسول خدا ( ص ) مانند خون تازه در هميشهء قلبهاى بشرى جارى مىسازد و يادآور مىشود كه انسان بدون وحى و قرآن ، پوچ و سرگردان است .
مشكلى دارم ز دانشمند مجلس بازپرس * توبهفرمايان چرا خود توبه كمتر مىكنند ؟
تلميح به آيه 44 بقره :
« أَ تَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَ تَنْسَوْنَ أَنْفُسَكُمْ
( آيا مردم را به نيكى فرمان مىدهيد و خويشتن را فراموش مىكنيد )
شب تار است و ره وادى ايمن در پيش * آتش طور كجا موعد ديدار كجاست ؟
تلميح : اشاره به آيه 29 و 30 سوره قصص :
« فَلَمَّا أَتاها نُودِيَ مِنْ شاطِئِ الْوادِ الْأَيْمَنِ »
مطلب طاعت و پيمان و صلاح از من مست * كه به پيمانهكشى شهره شدم روز الست
تلميح : به آيه 172 سوره اعراف :
« وَ إِذْ أَخَذَ رَبُّكَ مِنْ بَنِي آدَمَ مِنْ ظُهُورِهِمْ ذُرِّيَّتَهُمْ . . . »
حتى تلميحهاى داستانى و صورى او نيز از شاهكارهاى بديع اين مرد سخندان و عارف و عاشق قرآن است :
آيينه سكندر جام مى است بنگر * تا بر تو عرضه دارد احوال ملك دارا
« يا »
آبى كه خضر حيات ازو يافت * در ميكده جو كه جام دارد
اغراقهاى حافظ نيز چنان جالب توجه و بلندپروازانه است كه انسان را شيفته و عاشق غزلهايش مىسازد ، بهطورىكه خواننده را به پرواز و حركت وامىدارد ، او از آرايه اغراق براى گسترش مفاهيم بهره