94 - « پشمينهپوش »
گر ز دستِ زلفِ مشكينت خطايى رفت رفت * ور ز هندوىِ شما بر ما جفايى رفت رفت
برقِ عشق از خرمنِ پشمينهپوشى سوخت سوخت * جورِ شاهى كامران گر بر گدايى رفت رفت
گر دلى از غمزهء دلدار بارى برد ، برد * ور ميانِ جان و جانان ماجرايى رفت رفت
از سخنچينان ملالتها پديد آمد ولى * چون ميانِ همنشينان ناسزايى رفت رفت
در طريقت رنجشِ خاطر نباشد مى بيار * هر كدورت را كه بينى چون صفايى رفت رفت
عشقبازى را تَحَمُّل بايد اى دل ، پاىدار * گر ملالى بود بود و گر خطايى رفت رفت
عيب حافظ گو مكن واعظ كه رفت از خانقاه * پاىِ آزادى چه بندى گر به جايى رفت رفت
* توضيحات :
هندو ( مجاز از زلف سياه ) رفت رفت ( تكرار كلمه كنايه از اينكه مهم نيست ) پديد آمد ( آشكار شد ) پشمينهپوش ( درويش ) پاى دار ( استقامت داشته باش ) معنى بيت ( 1 ) ( اگر از دست زلف سياه تو گناهى سر زده است ، مجازاتش نكنند و اگر از خال سياه او بر ما ستم شد چيزى نيست ما آزرده نمىشويم ) معنى بيت ( 2 ) ( اگر آتش عشق به خرمن هستى درويش پشمينهپوش زده شد جاى شكايت نمىباشد و اگر ستم سلطان كامرواى كشور بر گدايى رسيد ، چيز مهمى نيست ) معنى بيت ( 6 ) ( اى دل ، در آيين عشقبازى بايد بردبار و صبور بود و استقامت بايد داشت ، اگر دلتنگى پديد آيد ، آسان بايد شمرد و گناه را ناديده بايد گرفت ) .
* ترجمه :
* نتيجهء تفأل :
1 - او شما را زياد دوست دارد اما جنابعالى نسبت به او بىمحبتى روا مىدارى و ايشان تحمل مىكند .
2 - خيلى ستم روا مىدارى ، سعى كن از اين كار دست بردارى كه آزار دادنش موجب دلسردى و بىمحبتى مىشود .
3 - شما شخصى مهربان ، صميمى ، طناز ، مؤدب ، تودار ، زيبا ، بانمك و بخشنده هستيد اما متأسفانه از رنج دادن ديگران لذت مىبرى و آن را نشانه قدرت و اهميت خود مىدانيد .
4 - شما از زندگى خوبى برخوردار مىباشيد ، بهطورىكه انگيزه حسادت ديگران را با زبان و حركات خود فراهم كردهايد و آنها نسبت به زندگى شما كنجكاو شدهاند و به دنبال فرصتى براى ضربه زدن به شما مىباشند ، پس لازم است كه راز خود را پنهان نگه داريد و فعلا آن را فاش نسازيد .
5 - در زمينه علمى و تحقيقاتى پيروز مىشويد ولى اگر عاشق شويد ، در عشق شكست مىخوريد و در معامله بسيار سود خواهيد برد و به زودى مقامى و شغلى به شما پيشنهاد مىكنند كه زندگى شما را تغيير خواهد داد .
6 - با كسى ملاقات خواهيد كرد كه اگر به سخنان او گوش دهيد به صلاح شماست .
7 - نذر خود را ادا كنيد ، مسافرت صلاح نيست اما از سفر كرده نيز فعلا خبرى نمىباشد ، در معاملهاى زيان كردهايد ، به زودى جبران مىشود ، به پدر و مادر توجه مخصوص داشته باشيد .
8 - در خانه ، شما را خيلى دوست دارند اما شما بىتوجه هستيد ، درحالىكه ديگران حسرت زندگى شما را مىخورند ولى جنابعالى به زندگى ديگران توجه داريد ، درحالىكه خودتان از جهات مختلف نسبت به ديگران برترى و رجحان داريد پس قدر و ارزش زندگى خود را بدانيد .
9 - خواجه در بيتهاى 3 - 4 - 5 به ترتيب فرمايد : ( اگر خاطر عاشق از عشوهء دلدار ناراحت شد ، بشود اشكالى ندارد ، بايد فراموش شود و اگر بين آنها بگومگو پيش آمد ، بيايد ، مهم نيست فراموش مىشود زيرا اين امور در برابر عظمت عشق ناچيز است ) ( از سخنان سخنچينان هزار رنگ بار ملامت بايد كشيد ولى اگر بين ياران و دوستان يك ناسزا گفته شود بايد فورى عفو كرد و به دل نگرفت ) ( در راه عشق رنج و رنجاندن معنى و مفهومى ندارد بلكه همان رنج نيز لذتبخش است ) .