اين غزل را در بعض نسخ - از آن جمله « ديوان حافظ » به اهتمام جلالى نائينى و نذير احمد ( شايد به احتمال آنكه از خواجه نيست ) - نياوردهاند ؛ در صورتى كه در « ديوان شاعر ساحر خواجه حافظ ، نسخهء هشتصد و پنج قمرى به تصحيح و تنقيح دكتر ركن الدين همايونفرخ « چاپ اول ، 1371 » - كه در خرداد ماه 1372 شمسى در تهران انتشار يافت ، در صفحهء 56 - به طبع رسانيدهاند .
( استاد مطهرى ، در كتاب « آئينهء جام » [ يا ] ديوان حافظ همراه با يادداشتهاى استاد شهيد مرتضى مطهرى - انتشارات صدرا - تهران . چاپ اول ، ارديبهشت 1372 ه . ش . در مورد :
« ببين كه سيب زنخدان . . . در « چه » ماست
، ( در حاشيهء صفحهء 18 ) يادداشت كردهاند كه : « زنخدان و چاه » . ) .
مقصود استاد مطهرى ، اشارهايست به علم بديع مبنى بر اينكه « صنعت مراعات النظير » يا « تناسب » در اين بيت مشاهده مىشود .
. . . « ابيات 5 و 6 و 7 - اين گروه سه بيتى است كه با صراحت خاصى ، پرده از روى قسمتى از مناسبات حافظ و شاه شجاع - در دورهء مردود بودن حافظ - برمىدارد . « حاجب در دولتسراى خاص » نمىتواند به معشوقه راجع شود . . . و به شاه برمىگردد . در بيت 6 شاعر آرزو مىكند كه منظور ( - شاه ) همواره به ياد او ( - حافظ ) باشد . بيت هفتم ( مصراع دوم ) مىرساند كه دوران مردوديت ، سالها برقرار بوده است . [ كه « سالهاست » كه مشتاق روى چون مه ماست ] ، استاد مسعود فرزاد : كتاب « اصالت و توالى ابيات در غزلهاى حافظ » ا ب ت خ ، تحقيق از فرزاد - انتشارات دانشگاه [ شيراز ] شمارهء كتاب « 49 » - خرداد 1353 ه . ش .
چاپ كيهان [ تهران ] ص 115 » .
الف : اگر كه حافظ سائل ، درى زند ، بگشاى . . . نسخهء محمود مصباح .