تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ ناشنيده پند ( فارسى ) — صفحة 513

مساهمون:

ص٥١٣
صفحهء 110 آن به كتابت در امده است كه : « بيت 54 » سايهء معشوق . . . اين بيت اشاره به حديث قدسى است ( كنت كنزا . . . ) . و - [ بيت 8 : رشتهء تسبيح ] : « . . . حافظ دو گونه تسبيح دارد ، يكى تسبيح به معناى « تقديس و تحميد و تنزيه ، چنان كه گويد :
ذكر تسبيح ملك در حلقهء زنار داشت
، -
ذكر خير تو بود حاصل تسبيح ملك . . .
و ديگرى - كه به دفعات بيشتر به كار رفته - تسبيح به معناى سبحه است :
رشتهء تسبيح اگر بگسست . . .
تسبيح شيخ و خرقهء رند شراب‌خوار -
تسبيح و طيلسان به مى و ميگسار بخش .
-
ز ، رهم ميفكن اى شيخ به دانه‌هاى تسبيح . . .
تسبيح و خرقه ، لذت مستى نبخشدت . . .
( معناى بيت ) : - اگر طنز بيت ششم بر پايهء تجاهل العارف بود - طنز اين بيت بر پايهء عذر بدتر از گناه است . مىگويد ك « ببخشيد كه تسبيحم پاره شد تقصير من نبود ، كشمكش شيرينى در پيش بود كه سر رشتهء كار از دست من به در رفته بود . » ص 753 « حافظنامه » نوشتهء بهاء الدين خرّمشاهى [ مجلد دوم ] . ز - [ بيت ششم :
حسن مهرويان مجلس گرچه دل مىبرد و دين * / بحث ما ، در لطف طبع . . . »
، ] « - ظرافت و طنز زيبائى در اين بيت و بيت شمارهء 8 موج مىزند ، با تجاهل العارف « و ساده‌نمائى رندانه » - مىگويد : « آرى زيبارويان مجلس ، در غارت دين و دل ، بيداد مىكردند . ولى ما با اين كارها كارى نداشتيم ، و مؤدب و معقول در گوشه‌اى « مشغول بحث دربارهء مسائل ادبى و اخلاقى ، يعنى « لطف طبع و خوبى اخلاق » - بوديم ! حافظ نامهء بهاء الدين خرمشاهى ، بخش دوم ، ص 751 » . ح - [ بيت سوم
« ابروى جانان طاق بود » .
- بيت نهم
« جامى بر كنارِ طاق بود »
] . . . « طاق ، در اين بيت [ نهم ] كه به معناى طاقچهء امروزى است ، با طاق در بيت سوم همين غزل كه به معنى « قوس » است ، فرق دارد » ( حواشى غنى ، ص 206 ) . [ همان كتاب ، ص 753 ] مقصود از « حواشى غنى » ، كتاب « حافظ با يادداشتها و حواشى