گشوده است . نمىشود ديگر بياييم
سحر ز هاتف غيبم رسيد مُژده به گوش * كه دور شاه شجاع است مى دلير بنوش
يا
( بيا كه رايت منصور پادشاه رسيد )
خوب منصور پادشاه را دارد مىگويد ، شكى نيست . يا حاجى قوام
هستند غرق نعمت حاجى قوام ما
حاجى قوام وزير شاه شيخ ابو اسحاق است . يقينا اين مدحها مربوط به اين افراد است ، امّا آنچه من مىخواهم بگويم اينست كه اين مدحها از رتبه و قدر حافظ چيزى نمىكاهد . اين كمترين كارى است كه شاعرى در حد حافظ مىتوانسته است در آن روزگار بكند . شما نگاه كنيد ببينيد معاصرين حافظ چه مىكردند سلمان ساوجى يك شاعر معاصر حافظ است ببينيد چه مقدار براى ايلخانيان ، چه شيخ حسن و چه پسرش اويس بن حسن و چه احمد بن اويس ، مدح گفته است و چقدر شعر دربارهء اين خانواده سروده است . سلمان ساوجى يا خواجوى كرمانى يا ديگر شعرايى كه معاصر حافظ بودند مدح مىگفتند . آنچه كه حافظ گفته كمتر است .
البتّه اينجا باز من بايد نكتهء ديگرى را متذكّر شوم و آن اينكه بعضى از نويسندگان