يعنى حتّى كسانى كه شعر حافظ را يكسره عاشقانه و بقول خودشان رندانه ميدانند و هيچ معتقد به گرايش عرفانى در حافظ نيستند ( واقعا اين جفاى به حافظ است ) هم در مواردى نمىتوانند انكار كنند كه سخن حافظ سخن رمزى است يعنى كاملا روشن است كه سخن حافظ اينجا به كنايه و رمز است .
نقد صوفى نه همه صافى بىغش باشد * اى بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد
خصوصيّات لفظى بسيارى در شعر خواجه وجود دارد . از جمله چيزهاى ديگرى كه به نظرم رسيد و جا دارد پيرامون آن كار بشود ، استفادهء شجاعانه و با ظرافت او از لهجهء محلّى است ، يعنى از لهجهء شيرازى . حافظ در شعرهاى بسيار با عظمت خود از اين موضوع استفاده كرده است و مواردى زيادى ازين نمونه را مىتوان در ميان اشعار او مشاهده كرد : براى مثال استفاده از ( به ) بجاى ( با ) :
اگر غم لشكر انگيزد كه خون عاشقان ريزد * من و ساقى بهم سازيم و بنيادش براندازيم
كه تا امروز هم اين به در لهجهء شيرازى موجود است .
يا در اين بيت :