تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 701

مساهمون:

ص٧٠١

[ شرح ] غزل 337 « * »

بيت 1 : عزم : قصد ديار : شهر ، وطن خاك سر كوى . . . : خاك سر كوى يار خود نباشم . چرا به وطن و نزد هم وطنان برنگردم و در غربت بمانم ؟ ! بيت 2 : چو برنمىتابم : چون طاقت نمىآورم . شهريار : پادشاه ، حكمران بيت 3 : سراپرده‌ى وصال : وصال دلدار به خيمه و خرگاه و چادر بزرگ سلطنتى تشبيه شده است . خداوندگار خود : معشوق خودم ، آن كه بر جان و روحم حاكم است . بيت 4 : اولى : سزاوارتر روز واقعه : روز مرگ بهتر آن است كه روز مرگ در كنار نگارم باشم . بيت 5 : بخت گران خواب : بخت و طالع خواب سنگين ، اصطلاحى است كه مىگويند « بخت فلانى خوابيده » ، يعنى بدشانس است . گرم بود گله‌اى : اگر شكايتى داشته باشم . بيت 6 : پيشه : شغل و كار رندى : قلندرى ، خوش باشى آزادگى دگر : بعد از اين بيت 7 : ازل : الست ، دايم الوجود لطف ازل : عنايت خداوندى اميد است كه عنايت خداوندى شاملم بشود و بتوانم به وطن و نزد يارانم برگردم و گرنه تا ابد شرمنده‌ى خودم خواهم بود .
هامش
* اين غزل ، جزو غزل‌هايى است كه خواجه در يزد سروده است .