[ شرح ] غزل 313
بيت 1 : هواخواه خدمتم : به خدمتگزارى حاضرم ، خدمتگزارم مشتاق بندگى . . . :
غلامى تو را آرزومندم و براى سعادت و خوشبختى تو دعا مىكنم .
بيت 2 : ظلمات : تاريكى
از آنجا كه ضمير منيرت ، يعنى قلب چون آيينهات مانند جام جهاننما به همهى امور آگاه است و فروغ رويت روشنىبخش تاريكىها و مايهى سعادت است ، راه خروج از اين تاريكى جهل را به من نشان بده .
بيت 3 : بحر گناه : گناه به بحر و گناهكار به غريق تشبيه شده است .
گرچه از صد جهت در درياى گناه غرق شدهام ، اما از آنجا كه دل به عشق تو سپردهام ، سزاوار رحمت توام كه مستحق كرامت ، گناهكارانند .
بيت 4 : رندى : وارستگى و عاشقى حكيم : دانشمند
اى حكيم مرا به سبب رندى و عاشقى ملامت مكن . تقدير ، سرنوشت مرا اين گونه قلم زده است .
بيت 5 : مى خور كه . . . : باده بنوش و خوش باش و بدانكه عاشقى نه اكتسابى است و نه اختيارى . اين موهبت الهى از ازل در وجود من سرشته شده است .
« بودم آن روز من از طايفهى دَردكشان * كه نه از تاك نشان بود و نه از تاكنشان »
بيت 6 : من كز وطن . . . : من كه در طول عمرم هيچ مسافرت نكردهام ، اكنون به عشق ديدار تو ، خواستار زندگى در غربت هستم .
بيت 7 : خضر « * » : منظور خضر نبى ( ع ) است . پى خجسته : مبارك قدم همت : عزت ، بزرگوارى ، قصد و ارادهى قوى
براى وصول به مقصد بايد از دريا و كوهستان و مسير صعب العبور و خطرناك گذشت كه من بيمار ناتوان قادر به طى اين طريق پرخطر نيستم . اى خضر پى خجسته ! مرا با عنايت و ارادهى قوى خود يارى كن .
بيت 8 : حضرت : درگاه ، آستان ، دولتسرا
اگر چه به ظاهر از دولتسراى تو دورم ، ولى جان و دلم ، مقيم خانهى تو است .
بيت 9 : حافظ به . . . : اگر عمر مهلتم دهد ، مايلم كه در كنار تو جان تسليم كنم .
پاورقی
* در قديم عقيده داشتند كه حضرت خضر ( ع ) ، راهنماى گمشدگان و رهگمكردگان است .