[ شرح ] غزل 291
بيت 1 : آزمودن : آزمايش كردن ورطه : گرداب ، محل خطرناك رخت بركشيدن :
ترك ديار كردن
بيت 2 : دست گزيدن : افسوس خوردن لختلخت : تكهتكه ، پارهپاره
بيت 3 : دوش : دوشينه ، ديشب گوش پهن كردن : به دقت گوش فرا دادن
بيت 4 : تندخو : بداخلاق تندرو : خشمناك و ناراحت
خوشحال شدم از اين كه شب گذشته ، بلبل سخن دلپذيرى مىگفت و گل هم به دقت آن سخن را گوش مىداد . بلبل مىگفت كه اى دل ! خوش باش كه سرانجام آن دلدار تندخو ( گل ) به آفت خزان گرفتار خواهد شد و از اين ناز و تكبر خواهد افتاد .
بيت 5 : خواهى كه سخت و سست . . . : اگر مىخواهى كه از دشوارىهاى روزگار در امان باشى ، از پيمانشكنى و گفتار ناپسند صرفنظر كن .
بيت 6 : سوز اندرون : آتش دل رختوپخت خويش : كار و بار ، داروندار
بيت 7 : جمشيد : يكى از پادشاهان مقتدر و باستانى ايران .