تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 457

مساهمون:

ص٤٥٧

[ شرح ] غزل 216 « * »

بيت 1 : كز او : كه از او ، كه به واسطه‌ى وجود او پرى : موجودى افسانه‌اى به صورت يك زن زيبا كه در همه عالم به حسن مشهور است و كمال و جمال يك زن در او جمع است . سر تا قدمش : از سر تا پايش ، سراپايش برى : پاك و منزه ( پرى و برى جناس خط است . ) بيت 2 : فروكش كنم : اقامت كنم به بويش : به اميد او ، به خاطر او بىچاره : منظور از بىچاره در اين مصراع « دل » است . سفرى : آماده‌ى سفر ، در اينجا مراد ، سفر از دار دنياست . دل گفت به اميد او در اين شهر اقامت گزينم ، بىچاره خبر نداشت كه دلدارش قصد سفر آخرت را دارد ! بيت 3 : پرده‌درى : فاش كردن اسرار ، رسواگرى ، جدا كردن عاشق از معشوق ، گستاخى و بىشرمى . بيت 4 : منظور خردمند من : دلدار دانشمند من محبوب خردمند و ماهروى من افزون بر حسن و فضيلت و اخلاق ، صاحب‌دل و عارف و عفيف با عاطفه و بلندنظر و مهرورز و داراى « آن » بود . بيت 5 : اختر بدمهر : طالع بىمحبت دولت دور قمرى : اقبال نامساعد ، طالع بد طالع نامساعد ، آن محبوب زيبا و صاحب نظر را از دست من ربود . چه مىتوانم كرد ، تقدير و بخت بد ، فرصت ديدار من و او را خيلى كوتاه تعيين كرده بود . « * * » بيت 6 : عذرى بنه : معذور بدار و اين نامساعدى طالع را قبول كن اى دل ! قبول كن كه او در كشور جمال و كمال ، تاج سلطنت به سر داشت و تو گداى بىچيزى بيش نيستى و شايستگى وصال او را نداشتى . بيت 8 : گنج روان : گنج در حال حركت ( اشاره به گنج قارون كه طبق روايت‌ها همچنان در دل زمين در حال حركت است ) ، در اينجا دلدار از نظر ارزش معنوى به گنج در حال حركت تشبيه شده است . رهگذرى بود : زودگذر بود بيت 9 : باد صبا : نسيم سحرگاهى بهار جلوه‌گرى : خودنمايى كردن عاشقانه بيت 10 : يمن : ميمنت ورد سحرى : دعاى سحرگاهى
هامش
* گفته شده است كه حافظ اين غزل و غزل 217 را در سوگ همسرش سروده است . * * قدما مصائب را به فلك و اختران نسبت مىداده‌اند ، در اين بيت مىگويد : اختر نحس و نامهربان ، دلدار من را از كف من ربود . چه بايد كرد ؟ بخت و اقبال من دور قمرى يعنى بداقبالى بود . ( يكى از آقايان دور قمرى را گردش 30 روز ماه به دور زمين كه مدت كوتاهى است ، معنى كرده‌اند در صورتى كه منظور از دولت دور قمرى ، طالع بد است . )