[ شرح ] غزل 214
بيت 1 : پياله : منظور ، جام شراب است . دولت : خوشبختى
در عالم رؤياى شيرين ديدم كه جام شراب در دست دارم . تعبير خواب اين بود كه خوشبختى در انتظار من است .
بيت 2 : تدبير ما : چارهى غم و رنج ما شراب دوساله : شراب كهنه
بيت 3 : نافه : مادهى خوشبويى كه با شكافتن ناف آهوى چين به دست مىآيد .
نافهء مراد : مراد به عطر دلاويز نافه تشبيه شده است . چين : به ايهام ، جعد گيسو بت : منظور معشوق زيباست . مشكينكلاله : مشكينگيسو كلاله : زلف ، گيسو
بيت 4 : از دست برده بود : ناراحتم كرده بود خمار غم : غم خمارى
غم خمارى ناراحتم كرده بود ، خوشبختانه شراب در جام موجود بود و با نوشيدن آن رفع خمارى شد .
بيت 5 : آستان : درگاه خوان قدر : سفرهى تقدير نواله : لقمه - از آن جايى كه قسمت عاشقان خوندل خوردن است ، ما هم بر در ميخانه پيوسته خون دل مىخوريم ، چاره چيست ؟ روزى ما از سفرهى تقدير الهى خوندل خوردن بوده است !
بيت 6 : هر كاو : هر كسى كه لاله : به ايهام ، هم به معنى گل لاله است و هم به معنى نوعى چراغ بلور پايهدار كه در آن شمع قرار مىدهند . در اينجا ايهام دور مورد نظر است . - هر كسى كه تخم محبت نكاشت و مهربانى نورزيد ، مانند شخصى است كه بخواهد در گذرگاه تندباد ، شعلهى لرزان لاله را از خاموشى محافظت كند . منظور اين است كه چنان كسى زندگى بىثمر و بيهودهاى دارد و بود و نبودش يكى است .
بيت 7 : طرف گلشن : اطراف گلزار مرغ سحر : بلبل
بيت 8 : قصيده : نوعى شعر كه در مدح يا ذم كسى يا چيزى سروده شود . ( چكامه ) رساله : كتاب
بيت 9 : تند حمله : جنگاور ، دلير خورشيد شيرگير « * » : خورشيدى كه شير را شكار مىكند . روز معركه : روز جنگ غزاله : آهو بره ، مادهآهو
هامش
* در دايرةالبروج ، برج اسد ( شير ) در مقابل خورشيد قرار دارد ، ازاينرو وصف شيرگير براى خورشيد به كار رفته است . اهل تنجيم ( ستارهشناسان ) ، برج اسد ( شير ) را « خانهى آفتاب » مىگويند .