تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١

[ شرح ] غزل 188

بيت 1 : رندى : آزادانديشى ، وارستگى فضول : بيهوده‌گو ، زاهد رياكار آن بيهوده‌گو از من به خاطر آزادانديشى و عشق‌ورزى انتقاد مىكند ، بىتوجه به اين كه خواست پروردگار چنين بوده و سرنوشت من اين گونه قلم خورده است . فضولى زاهد رياكار اعتراض به اسرار آفرينش است ، نه به من .
حافظ گمشده را در غم آن يار عزيز * اتحادى است كه در عهد قديم افتاده است
و يا :
زاهد ار راه به رندى نبرد معذور است * عشق كارىست كه موقوف هدايت باشد
« حافظ » ( هدايت ، خواست خداست ) بيت 2 : كمال سر محبت . . . : رسيدن به كمال عشق را در من بنگر ، نه نقص گناه را ، بىهنران فقط به عيب‌جويى مىپردازند . بيت 3 : عبير : بوى خوش جيب : يقه ، گريبان ، بر و دوش آن نفس : آن وقت ، آن هنگام . هنگامى عطر دل‌انگيز حوران بهشتى در فضاى بهشت پراكنده مىشود كه گرد و غبار معطر ميكده را به بدن خود بپاشند . بيت 4 : غمزه : ناز و كرشمه ساقى : شاهد زيبارخ صهبا : شراب صهيب : نام يكى از صحابه‌ى حضرت رسول ( ص ) غمزهء ساقى آن‌چنان دل و دين را به يغما مىبرد كه حتى صهيب خداجو هم نمىتواند از باده‌نوشى خوددارى كند . ( مبالغه ) بيت 5 : گنج سعادت : خوش‌بختى قبول اهل دل : مقبول صاحب‌دلان شدن ريب : شك بيت 6 : شبان وادى ايمن : حضرت موسى ( ع ) گهى رسد به مراد : هنگامى به مراد مىرسد كه شعيب : نام يكى از انبيا كه پدر زن حضرت موسى ( ع ) بوده است . حضرت موسى ( ع ) هنگامى به مرادش مىرسد كه چند سال با دل و جان خدمت‌گزار شعيب شود ! « * » بيت 7 : فسانه : سرگذشت شباب و شيب : جوانى و پيرى
هامش
* پس از آن كه حضرت موسى ( ع ) از مصر فرار كرد ، به نزد شعيب نبى آمد . مدتى به شبانى گوسفندان او پرداخت و يكى از دختران او را به زنى گرفت . در اثر مصاحبت با شعيب به حد كمال رسيد و تقرب الهى يافت و به پيامبرى مبعوث شد .