تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 229

مساهمون:

ص٢٢٩

[ شرح ] غزل 102

بيت 1 : دوش آگهى . . . : ديشب باد از يار سفر كرده‌ام ، خبر خوش آورد و من به مژدگانى نقد دلم را تقديم او مىكنم ؛ به اميد اين كه محبوب را از عشقم آگاه كند . بيت 2 : كارم بدان رسيد . . . : از بىهمدمى كارم به جايى رسيده كه شب‌ها با نور آسمان و صبح‌ها با باد راز و نياز مىكنم . بيت 3 : چين طره : پيچ و تاب گيسو دل بىحفاظ : دل ولگرد و هرجايى مسكن مألوف : وطن
تا دل هرزه‌گرد من رفت به چين زلف او * زان سفر دراز خود عزم وطن نمىكند !
بيت 4 : ناصح : نصيحت‌گو مىگشاد : مىگشود ، شكوفا مىكرد قبا : لباس بند قباى غنچه گل مىگشاد باد : شكوفا شدن غنچه به دست باد ، به باز كردن بند قبا تشبيه شده است . بيت 6 : از دست رفته بود . . . : وجود ضعيفم نابود شده بود ، ولى با شنيدن ( استشمام ) بوى وصل تو از نسيم صبحگاهى ، به تن مرده‌ام جان آمد . بيت 7 : نهاد نيك : قلب پاك ، سرشت نيكو حافظ با قلب پاكى كه تو دارى ، خداوند تو را به مرادت مىرساند .
ديوان حافظ با شرح كامل ( منزل به منزل با حافظ ) ( فارسى ) — صفحة 229 | شمس الدين حافظ