پيشگفتار
طى مكان ببين و زمان در سلوك شعر * كاين طفل يكشبه ره يكساله مىرود
لسان الغيب خواجه شمس الدين محمد حافظ به سال 726 هجرى در شيراز متولد شد و تحصيلاتش را در محفل درس استادان بزرگ زمان همچون خواجه قوام الدين عبد اللّه به پايان رساند و به كسب معارف پرداخت . قريحهى شاعرانهاش او را به سرودن غزلهاى بديع كه انسان را با زيباترين عوالم بشرى و دقيقترين احساسات آشنا مىكند ، واداشت تا جايى كه اشعارش از مرزها گذشت و به زبانهاى مختلف ترجمه شد و صيت شهرتش عالم را فرا گرفت ، چنان كه خود مىفرمايد :
حسد چو مىبرى اى سست نظم بر حافظ * قبول خاطر و لطف سخن خداداد است
و يا :
شكرشكن شوند همه طوطيان هند * زين قند پارسى كه به بنگاله مىرود
خواجه در زمان حيات خود ، تمام آثارش را به دلايل سياسى يا عقيدتى - كه شرح آن در اين مختصر نمىگنجد ، بنا به گفتهى پژمان بختيارى بر خلاف ميلش به آتش كشيد و داغ ديگرى علاوه بر داغ مرگ همسر و فرزند بر قلبش نهاد و سبب مرگ زودرس او شد .
« تذكره عرفات »
در خرمن صد زاهد عاقل زند آتش * اين داغ كه ما بر دل ديوانه نهاديم
روح پاكش به سال 792 هجرى با عالم علوى قرين شد و به ملكوت اعلى پيوست و آرامگاهش در مصلاى شيراز ، زيارتگاه اهل معنا است . پس از وفاتش محمد گلندام ، دوست و