عمار پاسخ داد تو در مورد آنچه مىگوئى و انجام مىدهى انديشه كن .
و اما من جزو آن گروه اولى كه از مدينه براى نبرد خارج خواهند شد ، خواهم بود .
على ( ع ) از اين گفتگو مطلع شد ، و سخن مورد بحث را به عمار فرمود .
اشاره به اين كه مغيره دنبال بهانه مىگردد تا شانه از زير بار وظيفه خالى كند .
( اقتباس از مصادر نهج البلاغه - مصادر نهج البلاغه - ج 4 ص 287 ج 4 ص 287 )
( 782 . )
اين سخن را « ابو طالب مكى » در كتاب « قوت القلوب ابو طالب مكى - قوت القلوب - ج 2 ص 101 » ج 2 ص 101 نقل كرده است .
و « خطيب » در « تاريخ بغداد خطيب - تاريخ بغداد - ج 12 ص 386 در شرح حال « فتح ابن شخرف » ج 12 ص 386 در شرح حال « فتح ابن شخرف » آورده كه او در يكى از كوههاى انطاكيه يك قرآن ختم كرده ، على عليه السلام را در خواب ديده از آن حضرت تقاضا كرده كه يك سخن خوب به او ياد دهد ، وى مىگويد :
حضرت كف دستش را بسوى من باز كرد ، ديدم اين دو سطر در آن نوشته شده است :
ما رايت احسن من تواضع الغنى للفقير يطلب ثواب اللّه و احسن من ذلك تيه الفقير على الغنى ثقة باللّه . . .
اما كلام مورد بحث را « خطيب » در تاريخ بغداد خطيب - تاريخ بغداد - ج 14 صفحه 365 ج 14 صفحه 365 آورده است .
( 783 . )
در اين كه منظور از اين جمله چيست شارحان احتمالات گوناگونى دادهاند :
1 - ابن ابى الحديد مىگويد :
انسان زمانى كه در كتاب نگاه مىكند آنچه در آن است مىخواند ، همچنان