( 777 . )
راغب اصفهانى در كتاب « محاضرات الادباء راغب اصفهانى - محاضرات الادباء - جلد 1 ص 158 » جلد 1 ص 158 با كمى تفاوت اين سخن را نقل كرده است .
از نكات لطيفى كه نقل شده اين است كه شخصى از جائى عبور ميكرد ، ديد كسى پدرش را كتك مىزند ، به او اعتراض كرد ، پسر پاسخ داد مگر نه اينست كه فرزند برگردن پدر حقوقى دارد ؟ از جمله اين كه نام نيك برايش انتخاب كند ، پدر من نام مرا « برغوث » ( كيك ) نهاده ، و حق ديگر اين كه قرآن به او بياموزد ، اين پدر به من يك كلمه قرآن هم نياموخته ، .
و حق ديگر اين كه سر پرستى او را به عهده گيرد ، در حالى كه من به سن بلوغ رسيدهام و هنوز ختنه نشدهام ! !
( 778 . )
بعضى از فقرات اين سخن صحيفة الرضا - صحيفة الرضا - آمده است .
در اين كه چشم زخم وجود دارد حرفى نيست ، در قرآن به آن اشاره شده ، و در روايات نيز آمده و هم به تجربه ثابت شده است و هم اكنون در ميان
مردم ، بالخصوص بعضى روستاها وجود دارد .
اما در اين كه اين چه اثرى است كه در چشم نهفته است .
آيا نيروى مغناطيسى مخصوصى است كه بر آنچه جلب توجه شخص مىكند ، كارگر مىشود و يا به تعبيرى كه بعضى از عوام دارند ، شدت حسادت است كه اثر خاصى دارد ؟ دليل روشنى براى آن در دست نيست .
البته اين نيرو در تمام افراد وجود ندارد ، در بعضى موجود است .
( 779 . )
اين سخن را « ابن شعبه » در كتاب « تحف العقول ابن شعبه - تحف العقول - ص 143 در ضمن