( 508 . )
اين نامه را كسانى كه پيش از « شريف رضى » مىزيستهاند نقل كردهاند ، از جمله « ابن قتيبه » در كتاب « الامامة و السياسة 1 ابن قتيبه - الامامة و السياسة - ج 1 ص 85 » ج 1 ص 85 و شيخ مفيد در كتاب جمل 1 شيخ مفيد - جمل - ص 208 ص 208 و نيز سيد ، در كتاب « الطراز 1 سيد - الطراز - ج 2 ص 293 » ج 2 ص 293 كه البته آنچه در « الطراز » آمده با آنچه در اينجا است كمى تفاوت دارد .
( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 3 ص 478 ج 3 ص 478 )
( 509 . )
از سخنان مشهور امام ( ع ) است و « ابن اثير » در كتاب « نهاية 1 ابن اثير - نهاية - جلد 1 ص 444 » جلد يك ص 444 و زمخشرى در جزء دوم « ربيع الابرار 1 زمخشرى - ربيع الابرار - جزء دوم باب الجوابات المسكتة » در باب « الجوابات المسكتة » ، آن را نقل كردهاند .
( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 3 ص 478 ج 3 ص 478 )
توضيحات و پاورقيهاى نهج البلاغه قسمت كلمات قصار .
( 510 . )
اين سخن از كلمات مشهور امام است . و پيش از شريف رضى ابو حيان توحيدى متوفاى سال 380 در كتاب « الامتاع و المؤانسه 1 ابو حيان توحيدى - الامتاع و المؤانسه - ج 2 ص 31 » ج 2 ص 31 آن را نقل كرده است .
( مصادر نهج البلاغه 2 - مصادر نهج البلاغه - ج 4 ص 7 و 8 ج 4 ص 7 ) آنچه در اينجا توجه به آن لازم است اين است كه امام اين دستور را براى زمانى داده كه دو طرف متخاصم در فتنه ، گمراه ، و بر خلاف حق باشند و گرنه اگر يك طرف بر حق است ، وظيفه او طرفدارى از حق مىباشد . و نيز در مورد جامعهاى پر از فساد است ، جامعهاى كه نمىشود آن را به تنهائى اصلاح كرد بنا بر اين وظيفه عدم اعانت است .