گرفت و همچنان در دست بنى مروان بود تا اين كه حكومت به عباسيان منتقل گرديد .
ابو العباس سفاح آن را به « عبد اللّه بن حسن بن حسن » رد نمود . ولى ابو جعفر منصور آن را پس گرفت ، سپس مهدى عباسى آن را بفرزندان زهراء ( ع ) باز پس داد ولى هادى و هارون الرشيد آن را غصب نموده ، تصرف كردند .
مأمون آن را بفرزندان فاطمه ( ع ) بر گرداند و همچنان در دست فاطميين باقى بود تا اين كه متوكل گرفت و به عبد اللّه ابن عمر بازيار ، بخشيد ( كسى مىگرفت و كسى مىبخشيد فدك در يك جريان سياسى قرار گرفته بود ) .
در فدك 11 درخت خرما بود كه پيامبر بدست خود غرس نموده بود ، فرزندان فاطمه ( ع ) خرماى آنها را جمع مىكردند و هنگام حج بين ، حاجيان تقسيم مىكردند ، در برابر اين عمل ، حاجيان هدايا برايشان مىبردند و اين موجب شده بود كه اموال فراوانى از اين طريق نصيبشان شود .
و آن گاه كه منتصر فرزند متوكل زمامدار شد فدك را گرفت و بفرزندان امام حسن و امام حسين ( ع ) باز پس داد .
بالاخره فدك در تاريخ به صورت يك جريان سياسى در آمده بود نه يك جريان حقوقى ، و معيارى بود براى علاقهء زمامداران به خاندان پيامبر .
در اين كشمكشها فدك از بين رفت و به صورت سرزمين خالى از اشجار در آمد . ( اما فدك الان در چه حالى است براى ما روشن نيست ) .
( به كتاب فدك ( ملحقات ) صفحات 184 - 196 نوشته باقر مقدسى مراجعه فرمائيد )
( 485 . )
اين نامه را بلاذرى در شرح حال امام على عليه السلام در كتاب انساب الاشراف 1 بلاذرى - انساب الاشراف - در شرح حال امام على عليه السلام ص 368 طبع اعلمى ص 368 طبع اعلمى و محمد ابن جرير طبرى در كتاب التاريخ 1 محمد ابن جرير طبرى - التاريخ - ج 6 ص 3392 چاپ ليدن در حوادث سال 38 ج 6 ص 3392 چاپ ليدن در حوادث سال 38 و ابن اثير در كتاب