كنارهگيرى كند ، و در اين مورد عذر زمامدار خلافت پذيرفته نبود چرا كه با عمل نخستش اقرار به صداقت و راستگوئى دختر پيامبر كرده بود ، و بايد پس از آن بدون نياز به بينه و شهود ، هر گونه ادعائى مىكرد قبول نمايد .
ابن ابى الحديد مىافزايد : اين سخن صحيح و درستى است گر چه استاد به صورت شوخى بيان نمود .
( شرح ابن ابى الحديد ج 16 ص 284 )
سرانجام سرنوشت فدك :
فدك در دست ابو بكر و عمر باقى ماند و به فاطمه عليها السلام و اولاد آن حضرت داده نشد ! .
اما در زمان عثمان ، بعضى معتقدند كه عثمان آن را بمروان بن حكم بخشيده است .
و اما پس از قتل عثمان و رسيدن خلافت به امام امير مؤمنان عليه السلام ، در اين كه فدك در اختيار چه كسى بود در پرده ابهام است . بعضى معتقدند على ( ع ) آن را از دست مروان گرفت ، زيرا آن حضرت در دومين روز خلافت طى يك سخنرانى فرمود تمام آنچه عثمان نابجا بخشيده گرفته ، و به صاحبان آنها رد خواهم كرد . كه طبعا فدك نيز از اين موارد خواهد بود .
ولى بعضى ديگر معتقدند حضرت آن را پس نگرفت ، و علت اين امر را جهات مختلفى ذكر كردهاند . و جملهء :
« بلى كانت فى ايدينا فدك من كل ما اظلته السماء فشحت عليها نفوس قوم و سخت عنها نفوس قوم آخرين و نعم الحكم اللّه » را دليل آن گرفتهاند كه امام ( ع ) فدك را پس نگرفت .
در صورتى كه امام فدك را باز پس نگرفته باشد ، علت اين مسأله چنين به نظر مىرسد كه :
امام پس از رسيدن بخلافت ، نخواسته عملى انجام دهد كه بخاطر بعضى خطور كند و يا جادستى براى كسى پيدا شود كه :