تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الزائر — صفحة 500

مساهمون:

ص٥٠٠
زياده از صد هزار مرد بوديم ، پس نصرانى از صومعه خود فرود آمد و پرسيد كه : سركردهء اين لشكر كيست ؟ ما اشارت به اميرالمؤمنين عليه السلام كرديم كه اين است . پس به نزد آن حضرت آمد و سلام كرد و گفت : اى سيّد من ، تو پيغمبرى ؟ گفت : نه . پيغمر سيّد و آقاى من است . گفت : پس تو وصىّ پيغمبرى ؟ فرمود كه : بلى . گفت : من اين صومعه را از براى اين موضع بنا كرده‌ام كه براثا نام دارد ، و در كتب آسمانى خوانده‌ام كه در اين موضع با اين جمعيّت نماز نمىكند مگر پيغمبرى يا وصىّ پيغمبرى . پس مسلمان شد ، و حضرت اميرالمؤمنين به او گفت كه : كى در اينجا نماز كرده است ؟ گفت : حضرت عيسى و مادرش . حضرت فرمود كه : حضرت ابراهيم خليل نيز در اينجا نماز كرده است « 1 » . و در روايت ديگر منقول است از جابر ، از انس بن مالك كه : چون اميرالمؤمنين عليه السلام از جنگ خوارج برگشت در براثا فرود آمد ، و در آنجا راهبى در دير خود بود ، چون آن راهب آن لشكر را ديد از دير خود فرود آمد و پرسيد كه : سركردهء اين لشكر كيست ؟ گفتند : اميرالمؤمنين است ، و از جنگ اهل نهروان برگشته است . پس به خدمت حضرت شتافت ، و به ادب ايستاد و گفت : السَّلامُ عَلَيْكَ يا أَمِيْرَالْمُؤْمِنِيْنَ حَقّاً حَقّاً . حضرت فرمود كه : چه مىدانى كه من اميرالمؤمنين ام بحقيقت و راستى ؟ گفت : چنين خبر داده‌اند ما را رهبانان و دانايان ما . حضرت فرمود كه : اى حباب راهب ! گفت كه : نام مرا چه مىدانى ؟
هامش
( 1 ) - تهذيب الاحكام : 3 / 264 ح 747 ، ذكرى الشيعه : 3 / 118 ، بحارالانوار : 102 / 30 . .
تحفة الزائر — صفحة 500 | العلامة المجلسي