تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الزائر — صفحة مقدمه 40

مساهمون:

صمقدمه ٤٠
چرا بايد فلان مطلب ( در مورد آمدن يزيد به مدينه . . . ) را در « بحار » نقل كند ! آيا نبودن چنين مطلبى كه از نظر تاريخى نيز مورد شك قرار گرفته است ، چه زيانى به فرهنگ تشيّع مىداشت ؟ . . . « 1 » و من فكر مىكنم ، اگر پس از آن روز ، شرايطى براى او پيش مىآمد تا يك سخنرانى عمومى بكند ، و مناسبتى فراهم مىگشت ، از مقام علمى و آزادگى نظرى علّامهء مجلسى ، با عظمت ياد مىكرد . « 2 »

مدرس و مربّى

27 . علامهء مجلسى به تأليف و تصنيف اكتفا ننمود ، بلكه به تدريس و تربيت نسل جديد از پيشتازان علم پرداخت ، و از مدارك و شواهد موجود و اجازه نامه‌هاى اجتهادى روشن مىشود كه ايشان در سال 1070 ه . ق مدرّس و استاد معروفى بوده است ، يعنى بعد از سى سالگى از اساتيد بزرگ حوزه علميه بشمار مىرفته و تا اواخر عمر پر بركتش در تربيت علما و محققين و تدريس سعى وافر داشته است . مسؤوليت‌هاى فراوان وى در آن زمان - كه رهبرى دينى جهان تشيع بخشى از آن بود - ، وى را از تدريس و تعليم نسل برجسته‌اى از علما و محدّثان بازنداشت . هرچند در اين مقدمه ، بخش جداگانه‌اى براى پرداختن به شاگردانش و كسانى كه از محضر درس او بهره برده‌اند ، يا اجازه روايت گرفته‌اند ، اختصاص يافته ، و شمار قابل توجهى از آنها كه نامشان در دسترس بوده در آن ذكر خواهد شد ، ولى جهت اطلاع از گسترهء حوزهء درسى او ، در اينجا به اختصار اشاره مىكنيم كه
هامش
( 1 ) . اگر جناب شريعتى مقدمه علامه مجلسى را بر بحارالانوار خوانده بود چنين سؤالى نمىكرد ، و اگر مقدمه بحارالأنوار را هم به او نشان مىدادند كه غرض از جمع‌آورى بحار چه بوده و خود مجلسى رحمه الله اگر مهلت داشت در شرح كاملى اين مسائل را توضيح مىداد ، شايد براى ايشان چنين سؤالى پيش نمىآمد . اىكاش جناب شريعتى نسبت به‌اين عالم بزرگ نسنجيده سخن نگفته بود كه براى او مسؤوليّت‌آفرين باشد . . ( 2 ) . عقل سرخ ص 445 - 447 . .