مرتبه به زيارت امام حسين عليه السلام مىرفتم ، و چون سنّم بالا رفت و جسمم ضعيف شد مدّتى نرفتم ؛ بعد از مدّتى پياده روانه شدم و در مدت چند روز به كربلا رسيدم ، و زيارت و نماز كردم . چون به خواب رفتم ديدم كه حضرت امام حسين - صلوات اللَّه عليه - از قبر بيرون آمده است و به من مىگويد كه : چرا مرا جفا كردى ، و پيشتر به من نيكو كار بودى .
گفتم : اى سيّد من چشمم ضعيف شده است ، و پايم بى قوّت شده است ، و در اين وقت ترسيدم كه آخر عمر من باشد ، چند روز راه آمدهام تا به زيارت رسيدهام ؛ و روايتى از شما به ما رسيده است مىخواهم از شما بشنوم .
فرمود كه : بگو .
گفتم : روايت مىكنند كه شما گفتهايد كه : هر كه به زيارت من آيد در حيات خود ، من زيارت كنم او را بعد از وفات او .
فرمود كه : بلى من گفتهام ؛ و اگر او را در آتش جهنم بيابم از آتش بدر مىآورم او را « 1 » .
مؤلّف گويد : موافق اين اخبار معتبره ، احوط آن است كه آنها كه نزديكاند - مثل اهل بغداد و حلّه و نجف اشرف - هر ماه يك مرتبه به زيارت بروند اگر خوفى نباشد ؛ و اقلّش هر چهار ماه يك مرتبه بروند ، و با خوفْ سالى يك مرتبه . و اگر دور باشند هر سه سال يك مرتبه ، و اگر بسيار دور باشند هر چهار سال يك مرتبه به زيارت بروند .
يا آنكه اغنياى متوسط الحال هر چهار سال يك مرتبه ، و اغنياى بسيار مالدار هر سه سال يك مرتبه بروند .
هامش
( 1 ) - الدروع الواقيه : 51 ، بحارالانوار : 101 / 16 ح 19 ، موسوعة زيارات المعصومين عليهم السلام : 3 / 218 ش 1084 . .