پسرهايش از او پرسيدند كه چرا گريه مىكنى ؟
گفت : از براى اميرالمؤمنين . گفتند : براى اميرالمؤمنين گريه مىكنى و براى پدر ما گريه نمىكنى ؟
گفت : براى موت او گريه نمىكنم ، بلكه به يادم آمد حديثى كه حضرت اميرالمؤمنين در اينجا به من نقل كرد ، و به اين سبب گريستم ، روزى با آن حضرت در اين مسجد بودم ، فرمود كه مىبينى اين گودال را ؟ گفتم : بلى . فرمود : كه من با رسول خدا صلى الله عليه و آله در اين موضع نشسته بوديم ، ناگاه سر مبارك خود را در دامن من گذاشت و به خواب رفت تا وقت نماز پسين در آمد ، نخواستم كه آن حضرت را بيدار كنم ، كه مبادا آزار آن حضرت باشد ، تا آنكه وقت بيرون رفت و نماز فوت شد ، حضرت بيدار شد و فرمود كه : يا على نماز كردهاى ؟ گفتم : نه . فرمود كه چرا ؟ گفتم كه نخواستم كه شمارا آزار كنم . پس برخاست و رو به قبله كرد ، و دستها را بلند كرد و گفت : خداوندا برگردان آفتاب را به وقت نماز ، تا على نماز كند . پس آفتاب برگشت به وقت نماز عصر ، تا من نماز كردم ، پس به نهايت سرعت مانند شهاب فرو رفت « 1 » .
و از جملهء زيارات مرغوبه ، زيارت ابراهيم فرزند رسول خدا صلى الله عليه و آله است در بقيع ؛ و در روز ولادت آن حضرت - كه هيجدهم ماه رجب است موافق مشهور - انسب است . و در كيفيّت زيارت او خبرى به نظر نرسيده است ، و در كتب زيارات مسطور است .
و زيارت فاطمهء بنت اسد - رضي اللَّه عنها - است ؛ و قبر شريفش در بقيع معروف است .
و از كلام شيخ رحمه الله در تهذيب مفهوم مىشود كه نزد ائمه بقيع عليهم السلام مدفون باشد « 2 » .
و مزارى كه الحال معروف است ، دور است از قبر ايشان . و دور نيست كه آن موضع كه در پيش روى ائمه بقيع عليهم السلام زيارت فاطمه زهرا عليها السلام در آنجا مىكنند ، محلّ قبر فاطمه بنت اسد باشد ؛ كه اشتباه كرده باشند .
و زيارت حضرت ابو طالب ، و حضرت عبد المطّلب ، و حضرت عبد مناف ،
هامش
( 1 ) - كافى : 4 / 561 ح 7 ، بحارالانوار : 100 / 216 ح 15 . .
( 2 ) - تهذيبالاحكام : 6 / 78 ، بحارالانوار : 100 / 219 - 220 . .