همهء اشيا را تسبيحگوى حق تعالى اعلام فرموده ولى مىفرمايد : ادراك تسبيح آنها فقه و فهم دقيق مىخواهد و شما نداريد . و از اين اثبات و نفى ، خوب روشن مىشود كه تسبيح مسند به موجودات در آيهء شريفهء تسبيح ، دلالت و آيت نيست ، زيرا دلالت آنها تكوينا بر تنزيه خداى سبحان از نقائص در افق فهم مردم است ، و نفى فهم چنين معنايى از مردم صحيح نيست .
و نكتهء دقيق آنكه جملهء :
« انه كان حليما غفورا »
اشعار دارد بر اينكه اكتساب فقه و فهم دقيق براى ادراك تسبيح و حمد موجودات براى انسانها ميسور است ، ولى آنها مسامحه مىكنند و خداى تعالى در مسامحه آنان حليم و غفور است . و روشنتر در اين باب آيهء
« و سخّرنا مع داود الجبال يسبّحن و الطير و كنّا فاعلين »
« 1 » كه دلالت روشن دارد بر اينكه مراد از تسبيح ، تسبيح دلالت و آيت نيست ، بلكه تسبيح طاعت و عبادت است به معناى حقيقى كلمه ، زيرا جبال و طيور را تسخير فرمود و واداشت كه با داود - على نبينا و آله و عليه السّلام - تسبيح كنند و تسبيح آنها هماهنگ با تسبيح آن حضرت باشد ، و چنين معنايى قابل حمل به لسان حال و تكوين نيست .
همين تسبيح طاعتى و عبادتى به معنى الكلمه بوده كه اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله از سنگريزه در كفّ مبارك آن حضرت مىشنيدند ، و اصحاب داود عليه السّلام از جبال و طيور در هنگام تسبيح داود
هامش
( 1 ) انبيا - 79 .